ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧١ - ١٩٦ - گفتار عمر كه از سه خصلت پيش خدا توبه كارم
ياد خدائى، دعاى تو در آن مستجابست، بيمارى همه گناهان تو را ميريزد خدا تو را تا پايان عمر عافيت دهد.
١٩٦- گفتار عمر كه از سه خصلت پيش خدا توبه كارم.
امام سوم فرمود عمر هنگام مرگ گفت از سه كار بسوى خدا توبه ميكنم و پشيمانم، از اينكه من و ابو بكر همدست شديم و خلافت پيغمبر را غصب كرديم، از اينكه من براى مسلمانان خليفه تراشيدم، از اينكه بعضى از مسلمانان را بر بعضى برترى دادم.
جابر بن عبد اللَّه گويد من هنگام مرگ پيش عمر حاضر بودم ميگفت بدرگاه خدا از سه چيز توبه كارم، از اينكه بندگانى كه مسلمانان از كفار بمن اسير كرده بودند برگردانيدام و آزاد كردم. از اينكه چون رسول خدا اسامه را فرمانده قشونى كرد كه ما در زير پرچم آن بوديم فرار كردم و بمدينه بازگشتم از اينكه چون رسول خدا وفات كرد ما جمعى بوديم كه بر ضد خانواده پيغمبر عهد بستيم كه نگذاريم هيچ كدام از آنها بر ما فرمان گذار و پيشوا شوند.
شرح اين روايت تاييد ميكند گفته جمعى از تاريخ نگاران امروزى را كه حزبى در ميان اصحاب پيغمبر وجود داشته بنام حزب سه جانبه كه رهبرهاى آن عمرو ابى بكر و ابو عبيده بودهاند و مرام آنها اين بوده كه بعد از پيغمبر نگذارند على بن ابى طالب كه رئيس خانواده پيغمبر بود بخلافت نشيند و مطابق عدالت و دستور قرآن حكومت اسلامى را براه برد.
زياد بن عيسى گويد از امام پنجم شنيدم ميفرمود چون مرگ عمر در رسيد گفت پيش خدا توبه ميكنم كه از لشكر اسامه برگشتم، پيش خدا توبه ميكنم كه اسيران كفار يمن را آزاد كردم و توبه ميكنم از انديشهاى كه در دل داشتيم و از خدا ميخواهيم ما را از ضررش نگهدارد، بيعت با ابو بكر كارى ناگهانى و بيمشورت بود.