ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٩ - ٢١٨ - اصحاب رقيم سه تن بودند
بتو دادند بپذير سپس روى باصحاب خويش كرد و فرمود نميخواهيد شما را از بدترين افرادتان خبر دهم؟ عرض كردند چرا يا رسول اللَّه؟ فرمود آنها كه براى سخن چينى بهر سو ميروند و ميان دوستان جدائى و دشمنى ميافكنند و براى مردمان پاك و بىآلايش دنبال نكوهش مىدوند و عيب مىتراشند.
٢١٤- بيش از سه روز كنارهگيرى و قهر از برادر دينى روا نيست
رسول خدا «ص» فرمود براى مسلمان روا نيست كه بيش از سه روز از برادر دينى خود كنارهگيرى و قهر كند.
امام پنجم فرمود هر مؤمنى بيش از سه روز قهر كند من از هر دو بيزارم، عرض شد يا ابن رسول اللَّه ستمكار سزاوار است گناه مظلوم كه طرف قهر واقع شده چيست؟ فرمود چرا نميرود پيش ظالم و بگويد من تقصير كارم تا با هم آشتى كنند.
٢١٥- سه چيز از خوشبختى مسلمانست
رسول خدا فرمود از خوشبختى مسلمان وسعت خانه و همسايه نيك و پاكش رهوار است.
٢١٦- خدا با سه كس سخن نگويد.
پيغمبر فرمود خداوند با سه كس سخن نگويد، منان آن كسى كه چيزى نميدهد مگر آنكه منت بارگيرنده ميكند و كسى كه از راه تكبر و خود فروشى دامن بزمين ميكشد و كسى كه با سوگند دروغ كالاى خود را رواج ميدهد.
شرح- اشراف و بزرگان عرب جامههاى بلند مىپوشيدند كه دامن آن روى زمين ميكشيد و اين نشانه سرفرازى و بزرگ منشى بود از اين راه پيغمبر اسلام از آن قدغن كرده و فرمود دامن دراز در دوزخست.
٢١٧- صديقان سه كسند
رسول خدا فرمود صديقها يعنى كسانى كه از روى اخلاص كامل تصديق پيغمبر عصر خود را كرده وفادار ماندند سه كس بودند على بن ابى طالب نسبت (بخود حضرت) حبيب نجار (نسبت بحضرت عيسى) مؤمن آل فرعون (نسبت بحضرت موسى)
٢١٨- اصحاب رقيم سه تن بودند
رسول خدا فرمود سه تن از كسانى كه پيش از شما بودند در ميان اينكه براهى ميرفتند ناگاه باران آنها را گرفت و بشكاف كوهى پناهنده شدند و آن شكاف بر