ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٣ - ٧٧ - كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها امتحان كرد و خوب امتحان داد ٥ است
اين است كه خدا چيزى را آزمايش كند براى آنكه در نتيجه آزمايش خود چيزى را كه نداند بفهمد و از تجربه علمى دريابد اين در باره خدا محال است زيرا خدا داناى بر همه امور پنهانست و آنكه بر خدا رواست اين است كه بندهاى را امتحان كند تا بنده در آن گرفتارى صبر نمايد و مستحق مقامى گردد و ديگران آن را بنگرند و از او پيروى كنند و بدانند خداوند از حكمت خود امامت ندهد مگر بشخصى كه با كفايت و مستقل باشد و آينده لياقت او را كشف كند.
اين يك تفسيرى بود براى كلمات كه گفتيم يك تفسير ديگرش يقين است و آن گفتار خداى عز و جل است كه (در سوره انعام آيه ٧٥) ميفرمايد و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را تا از صاحبان يقين باشد و يكى ديگر شناسائى آفريدگار است بازليت و يگانگى و مبرا دانستن او از شباهت بممكنات چنانچه ابراهيم بستارگان و آفتاب نگاه كرد و از غروب آنها پى برد كه حادثند و از حدوث آنها فهميد كه آفرينندهاى دارند، سپس خدا باو آموخت كه احكام ستارهشناسان نادرست است چنانچه در (سوره الصافات آيه ٨٧) ميفرمايد يك نگاه بستارگان كرد و گفت من بيمارم خدا يك نگاه او را بيان كرد زيرا نظر نخستين نادرستى و گناه محسوب نميشود نادرستى و خطا از نظر دو باره است بدليل آنكه پيغمبر بامير المؤمنين فرمود يا على نظر نخستين از آن تو است و دومى بر ضرر تو است يكى ديگر از آنها شجاعت است كه سرگذشت بتها آن را كشف كرد بدليل گفته خدا (در سوره انبياء آيه ٥٤) چون ابراهيم بپدرش و خويشانش گفت اين مجسمهها چيستند كه شما آنها را ميپرستيد؟ گفتند براى آنكه ديديم پدران ما آنها را ميپرستيدند گفت شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوديد، گفتند از روى حقيقت پيش ما آمدهاى و اين سخنان را ميگوئى يا شوخى ميكنى؟ گفت بلكه پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمين است آنست كه آنها را آفريده و من پيش شما بر اين مطلب يكى از گواهانم