ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٢ - ٧٧ - كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها امتحان كرد و خوب امتحان داد ٥ است
ابراهيم او را به كلماتى آزمود مقصود از اين كلمات چيست؟ فرمود همان كلماتى كه خدا از آدم دريافت و توبهاش را پذيرفت و آنها اين است كه عرض كرد پروردگارا از تو درخواست ميكنم بحق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين كه توبه مرا بپذير خدا توبه او را پذيرفت زيرا خدا توبه پذير و مهربانست عرض كردم يا رسول اللَّه مقصود خدا از اين كه گفته آنها را اتمام كرد چيست؟ فرمود مقصود اين است كه امامان را تا حضرت قائم عجل اللَّه فرجه بعدد دوازده تكميل كرد كه نه تن آنها فرزندان حسين «ع» بودند.
مفضل گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه مرا از تفسير گفته خدا آن را كلمه پايدار در نسل خود قرار داد (آيه ٢٨ سوره زخرف و پيش از آن از گفتار حضرت ابراهيم نقل ميكند كه گفت من از بتهاى بت پرستان بىزارم و لى همان خدائى را ميپرستم كه مرا آفريده و مرا راهنمائى ميكند) آگاه كن فرمود مقصود از آن امامت است كه آن را در نژاد امام حسين قرار داد تا روز قيامت گويد عرض كردم يا ابن رسول اللَّه چگونه امامت بهره فرزندان حسين شد و فرزندان حسن كه بزرگتر بود از آن بركنار شدند با اينكه هر دو فرزند رسول خدا و پسران فاطمه زهرا بودند و هر دو نوه پيغمبر و آقاى جوانان بهشت بودند؟ فرمود حضرت موسى و هرون هر دو پيغمبر مرسل و برادر بودند، خدا پيغمبرى را در نژاد هرون قرار داد نه نژاد موسى كسى نميتواند بگويد چرا خدا اين كار را كرد امامت هم خلافت از جانب خدا است و وابسته اراده او است كسى نبايد بگويد چرا خدا اين كار را كرد امامت هم خلافت از جانب خدا است و وابسته اراده او است كسى نبايد بگويد چرا خدا آن را در نژاد حسين نهاد نه نژاد حسن زيرا خدا در كارهايش مراعات حكمت را ميكند و از كارهاى خود بازپرسى نميشود مردم در كارهاشان باز پرسى ميشوند و در تفسير آيه امتحان ابراهيم با كلمات وجه ديگرى هم گفته شده و آنچه ما ذكر كرديم حقيقت مطلب است، امتحان بر دو وجه است يكى نسبت بخدا روانيست و يكى رواست آنكه روا نيست