معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٩١ - تدقيق و تحليل
بگذارند. نسبت دادن اين سخن به مرد بزرگى مانند غزالى قابل قبول نيست، چون اين حرفهاى گزاف از افرادى كه صاحب فكر و انديشه باشند، بعيد است و ابوحامد يكى از انديشمندان بزرگ اسلامى است.
غزالى مىگويد: براى فهم و درك درست قرآن، به انواع علوم بشرى نياز است، يعنى اساساً براى شناخت در تمام ابعاد و اعماق قرآن، به فراگرفتن علوم و معارف متنوع بشرى نياز است. بعد نتيجه مىگيرد و مىگويد: همين سبب شد كه مسلمانان در صدر اسلام، بهويژه قرنهاى دوم و سوم، براى فهم قرآن به انواع دانشها و علوم آن روز جامعه بشرى روى آورند، يعنى براى رسيدن به عمق مطالب قرآن، انسانها نيازمند همه علوم هستند تا بتوانند اشارات و اسرار قرآن را كه در آن نهفته است درك بكنند. پس اين كه مىگوييم قرآن منشأ تمام علوم بشرى است، يعنى انگيزه ايجاد كرده است كه مسلمانان علوم و معارف را به دست آورند.
آيتالله معرفت با دقت در دقايق و ظرايف قرآنى و سخنان و نازكانديشىهاى مفسران و محققان علوم قرآنى به اين دستاورد رسيده بودند كه قرآن، كتاب تاريخ هم نيست.
او از قول سيد قطب نقل مىكند:
قرآن در زمانى كه گزارش تاريخى مىدهد، با سه عنصر تاريخ كارى ندارد: عنصر زمان، عنصر مكان، عنصر قهرمان. اين سه عنصر اساسى در تاريخنگارى بسيار مهم است كه اگر مورخ حادثهاى را بنويسد و از اين سه عنصر غفلت كند، نوشتهاش ناقص است.
سيد قطب مىگويد: قرآن اساساً خود را با مورخين درگير نمىكند، زيرا مورخين، هم در زمان و مكان و شخصيت با هم اختلاف دارند و هم در تعصب. از اين رو در قضيه اصحاب كهف پس از اشاره به اختلاف نقلها درباره عده آنها خداوند به پيامبرش مىفرمايد:
قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً= بگو پروردگار من به شمار آنها آگاه تر است از مردم [و در اين باره] به جز اندكى آگاه نيستند، پس تو در اين موضوع با آنها مجادله مكن مگر آنچه از ظاهر وحى آشكار گرديده، اظهار نمايى و