معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٠ - سابقه آشنايى
آقايان تشكيل مىشد و در آن بحثهاى فقهى و اصولى و كلامى و قرآنى مطرح مىشد كه ثمرات علمى خوبى هم داشت. جلسات طلبهاى، ساده و مفيد بود و ضمناً يك نوع استراحت و تفريح و تعطيلى بهشمار مىآمد.
به خاطر دارم، آيتالله فياض در يكى از اين جلسات حدود ٤٠ تا ٥٠ سؤال كه غالباً جنبه كلامى و اعتقادى داشت، با خود آورده بود. اين سئوالها از افغانستان براى ايشان رسيده بود. طراح سؤالها معلوم بود شخص فاضل و چيز فهمى بود و سؤالها را دقيق مطرح كرده بود. قرار شد چند جلسه را به پاسخگويى به اين سؤالها بپردازيم و همينطور هم شد. جوابهاى خوبى براى آن سؤالها تهيه شد و آيتالله فياض آن جوابها را به افغانستان منتقل كرد.
اين جلسات فقط در محور فقه و اصول نبود و محورهاى ديگرى داشت. من به ياد دارم كه مرحوم آيتالله معرفت در اين جلسات از افكار و نظرات سنجيده و متينى برخوردار بود كه حكايت از نضج علمى ايشان داشت. در دروسى كه حضور مشترك داشتيم، بعد از درس- وقتى اتفاق مىافتاد كنار هم مىنشستيم- نظرات استاد را به مناقشه و بحث مىگذارديم و مىديديم كه آيتالله معرفت چه وقتى كه بر استاد اشكال دارد يا از استاد دفاع مىكند، سنجيده و مرتب و روى اصول بحث علمى، حرف مىزند ... بعدها كه به دليل پيشآمدهاى سياسى عراق به حوزه علميه قم منتقل شديم، مشتركاً در درس آيتالله گلپايگانى و آيتالله حاج ميرزا هاشم آملى رحمة الله عليها حضور يافتيم، باز همان نضج و متانت را در بحث علمى در ملاحظات ايشان، بعد از درسها و هنگام بررسى مطالب استاد، مىديدم، چه وقتى كه به مطالب استاد اشكال داشت و چه وقتى كه از آن دفاع مىكرد.
يك بار براى گذراندن ايام تابستان از نجف به همدان رفتم، در ده مراد بيك،- از دهات با صفاى اطراف همدان- اطاقى در يك باغ كرايه كردم. آيتالله معرفت هم با خانواده به همدان (مدرسه علميه مرحوم آيتالله ملا على معصومى (معروف به آخوند)) آمد. وقتى مطلع شد كه اين جانب در ده هستم،