معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٩ - ب بدعت خليفه دوم در سه طلاقه كردن
تزويج با آنان به فساد كشيده شدند و برخى نيز به طلاق و پرداخت غرامتهاى مالى هنگفت گرفتار گرديدند. حتى يكى از زنان فرنگى، شوهر مسلمانش را به قتل رساند و آنگاه ارثش را مطالبه كرد. و از آن طرف، دختران مسلمان نيز با همان حكم به جواز، با مردان يهودى و نصرانى ازدواج نمودند و برخى از دين خارج شدند.
آنگاه مىافزايد:
وقد عظمت الفتنة، وقي الله البلاد شرّها، و لكن يكون إلا بتحديد التربية الإسلاميه و إصلاح الحكومة.[١]
استاد راحل پس از نقل اين مطالب مىنويسد:
اين همان نتيجهاى است كه محققان معاصر از اهلسنت، با ترك تقليد و پيمودن راه تحقيق آزاد، به آن رسيدند و مىرسند و به چيزى معتقد مىشوند كه فقهاى بزرگ شيعه، قرنها قبل، به آن رسيده بودند.
الأمر الذي دعي بأصحاب النظر ممّن عاصرناهم، رفض التقليد و الأخذ بالتحقيق الحرّ و ليقولوا بما قاله الأكابر من فقهاء الشيعة.[٢]
آنگاه مؤلّف گرامى در پايان از قول سيد قطب مطلبى مىآورد كه ذكرش خالى از لطف نيست. ايشان مىگويد:
اين نكته قابل انكار نيست كه زن يهوديه و مسيحى، فرزندانش را بر مرام و مذهب خويش تربيت خواهد كرد. بديهى است در صورت جواز تزويج با آنها، فرزندان مسلمين گروه گروه از اسلام و جرگه مسلمين خارج خواهند شد.[٣]
حضرت استاد پس از نقل مطالب فوق، مستنداتِ عدم جواز تزويج با اهل كتاب را با دهها روايت از منابع اهلبيت (ع) تبيين مىكند.
ب. بدعت خليفه دوم در سه طلاقه كردن
شكى نيست كه بر اساس فقه اماميه كه برگرفته از نصّ قرآن و سنّت مسلم رسول خدا است، سه طلاقه كردن در يك مجلس واحد، با احراز ساير شرايط،
[١] . همان، ص ٣٥٧.
[٢] . تفسيرى الاثرى، تفسير آيه ٢٢١ سوره بقره.
[٣] . فى ظلال القرآن، ج ١، صص ٣٥٢- ٣٥١.