معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٥ - ٤ اهتمام به رشد و بالندگى شاگردان
در حضور فاضلان حاضر در درس، مورد بحث و گفتوگو قرار داده و ضمن تبيين برخى از ضعفهاى مقاله، نگارنده را مورد تشويق قرار داده و به استمرار تحقيق و پژوهش ترغيب كردند، تا چه اندازه مسرور شده و انگيزه گام نهادن در اين عرصه بس خطير در حقير تقويت شد.
چنين برخوردى در تمام اين سالها نه تنها با نگارنده، بلكه با تمام شاگردان بارها تكرار شده است. به ياد ندارم و نشنيدم كه ايشان به خاطر خستگى و كثرت كارها، كسى از شاگردان خود را از به حضور پذيرفتن منع كرده و درب خانه خود را بر روى او بسته نگاه دارد. به ياد ندارم كه پس از ساعتها گفتوگو و پرسش و پاسخهاى علمى، كلمه «ديگر بس است» و «خسته شدهام» از زبان ايشان ابراز شده باشد. چنين اهتمام و تكريمى حتى شامل جمعهاى دانشجويى يا اشخاصى است كه براى نخستين بار به خدمت ايشان رسيدهاند.
بارها از زبان ايشان شنيدهام كه فرمود گاه خانواده بهخاطر اختصاص فرصت زياد به شاگردان و بازماندن از تحقيقات شخصى مرا مورد عتاب قرار دادهاند، اما من در پاسخ گفتهام كه تشويق و ترغيب شاگردان و پاسخگويى به پرسشهاى مراجعهكنندگان به هيچ روى كمتر از پژوهشهاى علمى نيست و اين كارها موردنظر و تأييد امام عصر (عج) است.
بارى! بدون گزافهگويى، مجلس درس استاد هماره مجلس مهر و محبت و همراه با تكريم استاد نسبت به شاگردان و آراى آنان بوده است.
ايشان خود اذعان كردهاند كه نظريه نسخ مشروط پس از طرح اشكال يكى از شاگردان به عنوان يك نظريه بديع- كه در همين مقاله به آن اشاره شده است- به ذهن من تبادر كرد و در آثار خود ارائه كردهام.
هنگامى كه نگارنده در جلسه درس استاد و در بررسى آيه تأويل، خطبه اشباح حضرت امير (ع) در نهجالبلاغه را به ايشان ارائه كردم كه ظاهر آن با
ديدگاه استيناف سازگار است، ايشان پس از مراجعه به قم، تذكار اين خطبه و پاسخ از اين شبهه را در چند برگ نگاشته و طبق خواست ايشان در همين