معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٨ - نقل آراى علامه طباطبايى در آثار استاد معرفت
دريافتكننده وحى، نفس كريم پيامبر اكرم (ص) بود، بدون مشاركت و دخالت حواس ظاهرى ... پس آن حضرت فرشته وحى را مىديد و صداى وحى را مىشنيد؛ ولى اين ديدن و شنيدن با چشم و گوش مادى نبود، وگرنه ميان او و ديگران مشترك بود [همه مىديدند و مىشنيدند]، در حالىكه غير پيامبر نمىديد و نمىشنيد. البته مطابق خطبه قاصعه[١] اميرمؤمنان، على (ع) مستثنا بود و مانند پيامبر (ص) مىديد و مىشنيد.[٢]
٣١. ظاهر تعبير در آيه وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ[٣] نفى عادت است [نفى عادت خواندن و نوشتن، نه نفى توانايى بر آن]، پس مفاد آيه اين است كه آن حضرت نمىخوانده و نمىنوشته، گرچه ممكن است قدرت بر آن داشته. اين برداشت، در جهت استدلال و سياق آن مناسبتر است.[٤]
٣٢. نسبت دادن آفرينش به دست خدا در آيه قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَ[٥] نسبتى تشريفى است (براى شرافت بخشيدن به انسان)، نه اختصاص. در آيه نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي[٦] نيز اضافه تشريفى است و تثنيه يد در يَدَى كنايه از اهتمام بالغ به آفرينش انسان است، زيرا آدمى هرگاه به ساختن چيزى اهتمام ورزد، از روى عنايتى كه به آن دارد، هر دو دست خود را در ساختنش به كار مىگيرد.[٧]
٣٣. در آيه وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ[٨] ممكن است لَمُوسِعُونَ از
معناى: أوْ سَعَ فى النفقة باشد؛ بدين معنا كه نفقه بيشترى به او داد، پس مراد آيه
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٢] . التمهيد، ج ١، ص ٣١.
[٣] . عنكبوت، آيه ٤٨.
[٤] . علوم قرآنى، ص ٤٣.
[٥] . ص، آيه ٧٥.
[٦] . حجر، آيه ٢٩؛ ص، آيه ٧٢.
[٧] . شبهات و ردود، ص ٢٢.
[٨] . ذاريات، آيه ٤٧.