قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٦٤٥ - باب اول - در موارد شهادت
باشد صبر مىكند و از حالشان جويا مىشود و به آنچه كه مقتضى است عمل مىنمايد.
ج ٤ ص ١٠٩
مسأله ١٤- اگر فسق يا جامع شرايط نبودن آنها را مىداند آنها را بدون انتظار تزكيه ردّ مىكند، ليكن اگر مدعى ادعا كند كه حاكم در اعتقادش اشتباه كرده است از او مسموع است؛ پس اگر دعوايش را ثابت كرد كه همان و گرنه بر حاكم است كه شهادت آنها را كنار بيندازد. و همچنين است اگر عدالت و جامع بودن شرايط آنها ثابت باشد كه احتياج به تزكيه ندارد و به علم خودش عمل مىنمايد و اگر منكر جرح آنها يا جرح يكى از آنها را ادعا نمايد قبول مىشود؛ پس اگر دعوايش را ثابت كرد، آنها را ساقط مىكند و گرنه حكم مىكند. و براى حاكم جايز است كه در عدالت و فسق، به استصحاب، تكيه نمايد.
ج ٤ ص ١٠٩
مسأله ١٥- اگر حاكم حال آنها را نداند واجب است كه براى مدعى بيان كند كه مىتواند آنها را با شهود تزكيه نمايد- اگر مدعى آن را نداند- پس اگر با بيّنه مورد قبول، آنها را تزكيه نمود واجب است كه براى مدعى عليه بيان كند كه حق جرح را دارد- اگر مدّعى عليه جاهل به آن باشد- پس اگر مدعى عليه اعتراف كند كه جرحى ندارد بر عليه او حكم مىشود. و اگر منكر بينه مورد قبول، بر جرح اقامه نمود بينه مدعى ساقط مىشود. ج ٤ ص ١١١
مسأله ١٦- در صورت جهل حاكم و مطالبه تزكيه آنها از مدعى، اگر مدعى بگويد:
«من راهى ندارم» يا بگويد: «انجام نمىدهم» يا «براى من سخت است» و از حاكم بخواهد كه فحص نمايد بر او واجب نمىباشد؛ اگرچه حق فحص را دارد، بلكه رجحان دارد. و اگر از مدعى عليه طلب بيّنه مورد قبول در جرح نمايد و او انجام ندهد و بگويد:
«راهى ندارم» يا «براى من سخت است» فحص بر او واجب نيست و طبق بينه حكم مىكند. و اگر منكر براى احضار جارح از او مهلت بخواهد آيا واجب است به او سه روز يا به اندازه مدتى كه بتواند در آن احضار نمايد، مهلت بدهد يا واجب نيست و حق حكم دارد، يا بر او واجب است كه حكم نمايد پس اگر جارح آورد، آن را نقض مىنمايد؟ چند وجه است، كه بعيد نيست مهلت دادن به او به مقدار متعارف واجب باشد. و اگر احضار آن را در مدت طولانى ادعا نمايد طبق بيّنه حكم مىكند. ج ٤ ص ١١١