قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٤٧ - مبحث سوم - در عده
مسأله ٩- در اخبارى كه از وقت آن، عده گرفتن واجب مىشود، معتبر نيست كه حجت شرعى باشد، مانند دو عادل و معتبر نيست كه يك عادل خبر دهد- البته براى زن جايز نيست كه بدون حجت شرعى بر فوت شوهر با ديگرى ازدواج نمايد- پس اگر به سبب حجت شرعى، خبر ثابت شد، عده گرفتن او از وقت رسيدن خبر كفايت مىكند و احتياجى به عده گرفتن از وقت ثبوت شرعى آن نيست. ج ٣ ص ٦٠٥
(١١٥١)
مسأله ١٠- اگر طلاق را بداند ولى وقت وقوع آن را نداند تا عده را از آن وقت حساب كند، بايد از وقتى عده بگيرد كه مىداند طلاق بعد از آن وقت نبوده؛ و احوط آن است كه از وقت رسيدن خبر به او عده بگيرد، بلكه اين احتياط ترك نشود. ج ٣ ص ٦٠٥- ٦٠٧
س ٦٥- مردى زنش را طلاق داده، و زن پس از انقضاء عدّه طلاق با مرد ديگرى ازدواج كرده، پس از ازدواج براى زن معلوم شده كه شوهر سابقش در زمان عدّه طلاق فوت كرده، تكليف اين زن چيست؟
ج- ازدواج صحيح است، و از زمان بلوغ خبر فوت شوهر اوّل زن بايد عدّه وفات بگيرد. ج ٣ ف ص ٣٣٥- ٣٣٦
(١١٥١- ١٠٥٠)
- (عده در ارتداد فطرى، ر. ك. ١٠٥٩/ مس/ ٦).
- ١٠٧٧/ مس/ ١٦.
- (در عده وفات وقوع نزديكى شرط نيست، ر. ك. ١١٥٧/ مس/ ٨).
ماده ١١٥٥: زنى كه بين او و شوهر خود نزديكى واقع نشده و همچنين زن يائسه نه عدّه طلاق دارد و نه عدّه فسخ نكاح ولى عده وفات در هر مورد بايد رعايت شود.
مسأله ١- زنى كه به او دخول نشده و صغيره- و او زنى است كه نُه سالش تكميل نشده باشد- اگر چه به او دخول كرده باشد- و زن يائسه، عده ندارند؛ چه در همه اينها با طلاق جدا شود و چه با فسخ يا بخشيدن مدّت يا انقضاى مدت. ج ٣ ص ٥٩٥
مسأله ٢- دخول، با وارد شدن تمام حشفه در قُبُل يا دُبُر زن؛ اگر چه انزال نكند، تحقق پيدا مىكند، بلكه اگر چه هر دو بيضهاش قطع شده باشند.
ج ٣ ص ٥٩٧
(١٠٥١- ١٠٥٥- ١٠٥٧- ١٠٩٢- ١٠٩٩- ١١٠١- ١١٥٧)
مسأله ٣- يائسه بودن با رسيدن به شصت سال در زن قرشيه و به پنجاه سال در غير او تحقق پيدا مىكند و احوط (استحبابى) آن است كه مطلقا مراعات شصت سال نسبت به