قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٠٩ - فصل نوزدهم - در هبه
كند به طورى كه تحت استيلاى او درآيد. و در منقول، استيلا و استقلال پيدا كردن بر آن به وسيله دست، يا به وسيله چيزى به منزله آن است مانند اينكه مثلًا در دامن او بگذارد.
ج ٣ ص ١٠١
(٣٦٩)
مسأله ٥- هبه مشاع، جايز است؛ زيرا قبض آن ولو به قبض همه آن با اذن شريك يا با وكالت دادن متّهب (قبول كننده هبه) به شريك، در قبض حصه موهوبه از طرف او ممكن است. بلكه ظاهر آن است كه قبضى كه شرط صحت است در مشاع به استيلاى متّهب (قبول كننده هبه) بر آن، بدون اذن شريك هم، تحقق پيدا مىكند و اثر بر آن مترتب مىشود، اگر چه نسبت به شريك در بعضى از صورتها تعدّى باشد.
ج ٣ ص ١٠١
(٣٦٩)
مسأله ٦- فوريت در قبض و اينكه قبض، در مجلس عقد بوده باشد معتبر نيست؛ پس تأخير آن از عقد ولو زمان طولانى، جايز است. و اگر به تأخير افتد، انتقال، از وقت قبض آن مىباشد؛ پس نمايى كه بر قبض سبقت دارد مال واهب مىباشد. ج ٣ ص ١٠١ (٦٠)
س ١- اگر كسى چيزى را به شخصى هبه داده ولى هنوز به او تحويل نداده است و موهوب له از اقرباى واهب هم نيست، واهب هم در مقابل هبه چيزى از موهوب له نگرفته است آيا فسخ اين هبه و ندادن موهوب به موهوب له درست است؟
ج- اگر مال موهوب را هنوز به موهوب له تسليم نكرده هبه تمام نشده و مىتواند منصرف شود. ج ٢ ف ص ٣٢٦
س ٤- كسى كه فرزند بزرگ خانواده خود هست بعد از بلوغ شرعى از پول زحمت كشيده خود زمينى را براى خود خريده است؛ بعد از خريد، پدرش از او تقاضا نموده كه برادر كوچك خود را هم به طور رايگان در اين زمين شركت بده پسر هم به عنوان اينكه دل پدر به دست آيد و ناراحت نشود قول داده است كه به گفته پدر خود عمل نمايد اما صرف قولى بيشتر نبوده در واقع قصد شركت او را نداشته و زمين نيز در اختيار و تصرّف خود خريدار باقى مانده و تقسيم و تحويل بين آنها به عمل نيامده است بعد از فوت پدر برادران ديگر خواهان تقسيم حق خود شده آيا اين برادران حقى دارند يا خير؟
ج- اگر فقط قول داده و بخشش و تحويل حاصل نشده برادران حق مطالبه ندارند.
ج ٢ ف ص ٣٢٧