قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٩٨ - فصل دوم - در موارد نصب قيم و ترتيب آن
است به واسطه قيّم عمل شود. ج ٣ ف ص ٤١٥
- ر. ك. ٣٤٥/ مس/ ٢٠- ١٢١٧/ مس/ ٥.
- ر. ك. ١٢٥٣ س ١٢.
ماده ١٢١٩: هر يك از ابوين مكلف است در مواردى كه به موجب ماده قبل بايد براى اولاد آنها قيّم معين شود مراتب را به دادستان حوزه اقامت خود و يا به نماينده او اطلاع داده از او تقاضا نمايد كه اقدام لازم براى نصب قيم به عمل آورد.[١] ماده ١٢٢٠: در صورت نبودن هيچ يك از ابوين يا عدم اطلاع آنها انجام تكليف مقرر در ماده قبل به عهده اقربائى است كه با شخص محتاج به قيّم در يكجا زندگى مىنمايند.
ماده ١٢٢١: اگر كسى به موجب ماده ١٢١٨ بايد براى او نصب قيم شود زن يا شوهر داشته باشد زوج يا زوجه نيز مكلف به انجام تكليف مقرر در ماده ١٢١٩ خواهند بود.
ماده ١٢٢٢: در هر موردى كه دادستان به نحوى از انحاء به وجود شخصى كه مطابق ماده ١٢١٨ بايد براى او نصب قيّم شود مسبوق گرديد بايد به دادگاه مدنى خاص رجوع و اشخاصى را كه براى قيمومت مناسب مىداند به آن دادگاه معرفى كند.
ديگرى را از دادسرا خواهد خواست.[٢] ماده ١٢٢٣: در مورد مجانين دادستان بايد قبلًا رجوع به خبره كرده نظريات خبره را به دادگاه مدنى خاص ارسال دارد در صورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع مىكند تا نصب قيم شود در مورد اشخاص غير رشيد نيز دادستان مكلف است كه قبلًا به وسيله مطلعين اطلاعات كافيه در باب سفاهت او به دست آورده و در صورتى كه سفاهت را مسلم ديد در دادگاه مدنى خاص اقامه دعوى نمايد و پس از صدور حكم عدم رشد براى نصب قيم به دادگاه رجوع نمايد.[٣]
[١]. اصلاحى مصوب ١٤/ ٨/ ٧٠.
[٢]. اصلاحى مصوب ١٤/ ٨/ ٧٠.
[٣]. اصلاحى مصوب ١٤/ ٨/ ٧٠.