قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٣١ - مبحث دوم - در اقسام طلاق
س ٤٩- اينجانب زنم را طلاق خلعى دادم، بعد از گذشت يك ماه رجوع كرديم و به مهر قبلى راضى شديم، بعداً هردوى ما رفتيم به حرم حضرت رضا عليه السلام پيش يك نفر روحانى و به او گفتيم عقد ما را تجديد كنيد (و جريان را به او گفتيم كه يك ماه نشده طلاق دادهام) او گفت «نمىخواهد عقد خود را تجديد كنيد، همان عقد سابق شما درست است». شهود هم دو نفر بودند. بعداً پدرزنم تصميم گرفت زن مرا به ازدواج فرد ديگرى در بياورد، و مجلس شيرينى خورانى گرفتند و در آن مجلس اين زن منكر رجوع قبلى خود شد، و قسم خورد كه رجوع نكرديم، و من هم قسم خوردم كه رجوع كرديم، و آن دو نفر شهود هم قسم خوردند كه رجوع كرده، حال بفرمائيد كه آيا قسم زن قبول است يا حرف دو نفر شهود و شوهر زن؟
ج- در طلاق خلعى مرد حقّ رجوع ندارد مگر بعد از رجوع زن در بذل. و در صورت اختلاف در رجوع زن در بذل، حكم به صحّت رجوعِ مرد نمىشود. ج ٣ ف ص ٣٣٠
س ٥٠- همسر اينجانب بعد از وضع حمل در بيمارستان فرزندمان را تحويل بنده داده و مهريّه خود را نيز بخشيده و درخواست طلاق نمود. و يك ماه بعد از تولّد بچّه طبق خواستهاش از بنده طلاق خلع گرفت، اكنون پس از دو ماه و اندى كه از آغاز عدّهاش گذشته رجوع كرده و درخواست مهريّه كرده است. ليكن اينجانب به علّت عدم توافق اخلاقى قادر به زندگى با او نمىباشم، آيا نامبرده مىتواند مهريّه خود را كه بخشيده مطالبه نمايد؟
ج- حقّ رجوع در مهر دارد ولى حقّ ندارد شما را به رجوع در زوجيّت وادار نمايد، و اختيار رجوع در زوجيّت با خود شما است، ولى قبل از رجوع او در مهر شما حقّ رجوع در زوجيّت نداريد. ج ٣ ف ص ٣٣٠- ٣٣١
س ٥١- همسرم به علل زيادى در زندگى زناشويى به طلاق خلع رسيد، و در محضر طلاق از مهريّهاش گذشت ولى بعد از حدود دو ماه و نيم براى سوّمين بار برايش پيام فرستادم كه اگر پشيمان باشى حاضرم با احترام زياد دوباره تو را به همسرى خود برگزينم، ولى او قبول نكرد و در ضمن حلالم هم نكرد.
اكنون روحم از عذاب و آتش الهى ترسناك است، و تسكينى براى وجدانم نيست تا مرا از ناراحتى روحى نجات دهد!