قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥١٩ - مبحث اول - در كليات
شود كه به آسانى و بدون سختى مىتواند حال او را به دست آورد مانند شخص حاضر است. ج ٣ ص ٥٨٥
س ١٥- اينجانب هشت سال پيش از شوهرم طلاق گرفتم، ولى قبل از طلاق در حال حيض بودم، حتّى صبح روز طلاق يك لكه خون ديده بودم، امّا به احتمال قوىّ از حيض پاك شده بودم؛ چون اگر پاك نبودم متوجّه مىشدم، ولى اين احتمال به ذهنم مىرسد كه شايد بعد از لكّهاى كه صبح ديده بودم باز هم بعداً خون ديده باشم، امّا اين احتمال از يك درصد بيش نيست، و چون به مسأله وارد نبودم اهمّيّت، ندادم حالا با توجّه به اين كه هشت سال از آن زمان مىگذرد شك كردهام كه آيا طلاق مزبور درست بوده يا نه؟ اگر درست نبوده چه بايد كرد؟
ج- در فرض مرقوم طلاق محكوم به صحّت است. ج ٣ ف ص ٣١٤
س ١٧- حدود شش سال است ازدواج نمودهام و سال گذشته به علّت پارهاى از مسائل جزئىّ همسرم را سه مرتبه طلاق دادم، طلاق سوّم به اين صورت انجام شد كه قبل از اين كه پدر همسرم و خودش به دفتر محضر حاضر شوند من با سردفتر تماس گرفتم و به او گفتم: «من راضى نيستم كه همسرم را طلاق بدهم، يك طورى قضيّه را فيصله دهيد تا پدرخانم و همسرم به خانه بروند» او هم گفت: «بسيار خوب» متأسّفانه با مراجعه آنان به دفترخانه و پس از گفتگوى مختصر فوراً طلاق را در دفتر ثبت كردند، و وقتى به امضا رسيد گفتند «تا امضا نكردهايد با هم كنار بيائيد و زندگى كنيد» كه خانم و بنده گفتيم «نه، ديگر نمىتوانيم» بعد گفتند: «پس اينجا را امضا كنيد» و بنده و خانم هم امضا كرديم. بنده هنوز فكر مىكردم كه سردفتر دارد خانم را به اين نحو مىترساند، ولى متأسّفانه به حرف بنده اصلًا توجّهى نكردند، و طلاق را ثبت كردند، و از خانم سؤال كرده بودند آيا پاك هستيد يا نه؟ او هم گفته بود پاكم، بعد از مدّتى كه من از او پرسيدم گفت: من دروغ گفتم، پاك نبودم.
از امام تقاضا دارم ضمن بيان نظر شرع مقدّس اسلام مرا از اين ناراحتى نجات دهند؛ چون بنده در حال عادى نبودم، لازم به يادآورى است كه شاهدينى كه دفتر را امضا كردند دو نفر از خود آقايان محضريها بودند و پدرخانمم و يك نفر هم يكى از مغازهداران مجاور دفترخانه.