قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٠٨ - مبحث اول - در كليات
با مرد اجنبىّ گريخته و مدّتى با او بوده است، و آن مرد اجنبىّ به او قول داده كه جبراً و اكراهاً طلاق وى را گرفته و او را به عقد خويش در آورد و چنين نيز نموده است، آيا اين طلاق صحيح است؟
ج- طلاق بدون اذن شوهر باطل است. ج ٣ ف ص ٣١٤
(٢٤٧)
س ٢٢- زن و شوهرى پس از گذشت مدّتى از زندگى مشترك متوجّه مىشوند كه بچّهدار نمىشوند: ١- آيا در صورتى كه عيب از شوهر باشد زن حقّ دارد تقاضاى طلاق نمايد؟ ٢- آيا در صورتى كه عيب از زن باشد، زن حقّ دارد تقاضاى طلاق نمايد؟
ج- درخواست طلاق در هر صورت مانع ندارد ولى اختيار طلاق با شوهر است.
ج ٣ ف ص ٣١٨
س ٢٤- زن و مردى به ازدواج يكديگر در آمدهاند، پس از ازدواج فرزندى از آنان متولّد نمىشود، در اين رابطه مراجعات متعدّدى به دكترهاى متخصّص مىنمايند، ولى جواب تمام پزشكان منفى بوده و متذكّر شدهاند كه عيب از جانب مرد است (در واقع شوهر نطفه ندارد) ولى زن به اين اميد كه در آينده ممكن است فرزنددار شوند مانده و به زندگى ادامه داده است، ليكن نتيجه مثبت مشاهده نشده است. در اين رابطه چند سؤال مطرح است كه تقاضامنديم جواب فرمائيد:
١- آيا زن با توجّه به مسائل فوق- خواه شوهر راضى باشد يا نباشد- مىتواند طلاق بگيرد يا خير؟ و اگر با ميل خود خواست طلاق بگيرد مهريّه او چگونه خواهد بود؟ آيا شوهر بايد تمام آن را پرداخت كند يا نصف آن را؟
ج- طلاق بدون اذن شوهر باطل است، و بعد از تحقّق دخول تمام مهر را بايد بدهد.
ج ٣ ف ص ٣١٩
٢- آيا شوهر مىتواند (با اجازه زن) براى مدّتى زنى را صيغه يا عقد نمايد؟
ج- ازدواج زن ديگر- موقّت يا دايم- جايز است و بايد رعايت مقرّرات دولت اسلامى بشود. ج ٣ ف ص ٣١٩
٣- اگر زن با ميل خود خواست كما فى السابق به زندگى خود ادامه دهد آيا مسئول و گنهكار است؟ با توجّه به اين كه اگر طلاق بگيرد مىتواند از شوهر ديگر بچّهدار شود.
ج- صبر زن با شوهر مذكور اشكال ندارد. ج ٣ ف ص ٣١٩