قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٠٢ - فصل اول - در مورد امكان فسخ نكاح
س ٧٠- شخصى به عنوان اين كه فرد سالمى است دخترى را از خانوادهاى به عقد خود در آورد و بعد از عقدْ معلوم شده كه هروئينى و معتاد است، اين عقد چه صورت دارد؟ و تكليف دختر بيچاره با اين انسان گرگ صفت چه مىباشد؟
ج- اگر عدم اعتياد در ضمن عقد شرط [شده] يا عقد مبنىّ بر آن واقع شده باشد زن حقّ فسخ دارد. ج ٣ ف ص ١٠٦
(٢٣٥)
س ٧١- مرسوم است كه در مذاكرات مقدّماتى بين خانواده زوجين در باره مهريّه و ساير شروط توافقهايى مىشود، ليكن در موقع اجراء صيغه عقد نكاح و ثبت قباله ازدواج احياناً در آن شروط- از جمله در نوع و مقدار مهريّه- تغييراتى داده مىشود، آيا يكى از طرفين مىتواند با عدول از مندرجات عقد و شروط ضمن عقد، (به استناد مذاكرات قبلى- كه ممكن است در نوشتهاى عادّى منعكس شده باشد)- ادّعاى جديدى بنمايد؟
ج- آنچه در ضمن عقد با رضايت طرفين قرارداد شده نافذ است. و نيز اگر عقد مبنىّ بر شرط واقع شده باشد شرط بنايى مذكور هم نافذ است. و غير آن نفوذ ندارد.
ج ٣ ف ص ١٠٧
(٢٣٤)
س ٧٢- زن و مردى با هم ازدواج نمودهاند. بعد از ازدواج، زن متوجّه شده كه شوهرش معتاد است، آيا زن مىتواند [به خاطر اعتياد شوهرش] عقد ازدواج را فسخ كند؟
ج- اگر در ضمن عقد شرط نشده يا عقد مبنىّ بر آن واقع نشده حقّ فسخ ندارد.
ج ٣ ف ص ١٠٧
(٢٣٤)
س ١٤٦- شخصى كه صاحب زن و فرزند است خدعه كرده و با ارايه شناسنامه المثنّى كه در آن ثبت ازدواج نشده دختر باكره هفده ساله را خواستگارى كرده است.
دختر ياد شده به داعى ازدواج با شرط ارتكازى تجرّد مرد پس از تحقيق لازم با مرد مذكور ازدواج مىكند. سپس ازاله بكارت به واسطه عمل زناشويى انجام مىگيرد. بعد معلوم مىشود كه مرد زن و بچّه دارد. با توجّه به اين كه چنانچه دختر مىدانست كه آن مرد معيل است با وى ازدواج نمىكرد و با در نظر گرفتن اين جريان:
١- آيا عدم شرط ارتكازى موجب فسخ عقد مىشود؟
٢- آيا زن مىتواند با همان لحاظ تقاضاى طلاق كند؟
٣- بر فرض عدم جواز فسخ آيا زن مىتواند دفعةً واحدةً تقاضاى كلّ مهريّه را بنمايد؟