قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٤٨ - فصل هفتم - در مهر
چون مهرمان را نداده و مطالبه مىكنيم ولى نمىدهد. آيا اين مسأله شامل اينطور زنان مىشود كه قبلًا تمكين كردهاند و چه بسا بچّه هم از شوهر خود پيدا كردهاند؟ يا مخصوص زنانى است كه براى اولين بار شوهر مىخواهد با آنان نزديكى كند؟
ج- اگر قبلًا تمكين كرده حقّ امتناع ندارد. ج ٣ ف ص ٢٠٥
ماده ١٠٨٧: اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده يا عدم مهر شرط شده باشد نكاح صحيح است و طرفين مىتوانند بعد از عقد مهر را به تراضى معيّن كنند و اگر قبل از تراضى بر مهر معيّن بين آنها نزديكى واقع شود زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود.
مسأله ٤- ذكر مهر در صحت عقد دائم شرط نيست، پس اگر زنى را عقد كند و اصلًا مهرى برايش ذكر نكند عقد صحيح است، بلكه اگر تصريح به عدم مهر كند صحيح است و به اين، يعنى به واقع ساختن عقد بدون مهر «تفويض بضع» گفته مىشود و به زنى كه مهرى در عقدش ذكر نشده، «مفوّضة البضع» گفته مىشود. ج ٣ ص ٥٣١
مسأله ١٠- اگر عقد بدون مهر واقع شود جايز است كه بعد از آن به چيزى راضى شوند؛ چه به اندازه مهرالمثل باشد يا كمتر از آن يا بيشتر و همان چيز به عنوان مهر تعيين مىشود و مانند اين است كه در عقد ذكر شده باشد. ج ٣ ص ٥٣٣
س ٢٦- در بلاد كشمير مرسوم است كه براى ازدواج يك ورقه به نام وكالتنامه مىنويسند، و بر آن اسم ناكح و منكوح و وجه مهريّه و اسم وكيل عقد را درج مىكنند، و از منكوح و ناكح امضا مىگيرند، و چند شهود امضا نموده نزد وكيل مىبرند، و او صيغه عقد را جارى مىكند.
در يك وكالتنامه وجه مهريّه مثلًا يكهزار و چهارصد و يك روپيه نوشته شده ولى براى شهود و منكوحه چهارده هزار و يك روپيه خوانده شد، و چون منكوحه سواد نداشته مهريّه مقرّره را كه شنيده امضا نموده، و وكيل هم صيغه را از روى نوشتهاى كه كمتر از مقرّره لسانى بوده جارى نموده، و چون دختر از اين ماجرا مطّلع شده، منكر ازدواج گرديده است. بيان فرمائيد شرعاً تكليف چيست؟ آيا صيغه عقد صحيح است يا خير؟ و آيا اين دختر احتياج به طلاق دارد يا نه؟
ج- عقد صحيح است، و اگر مهر مورد توافق طرفين نبوده و زن آن را اجازه نكند مهرالمثل ثابت مىشود. ج ٣ ف ص ١٨٦ (١٠٨٠- ١١٠٠)