قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٣١ - فصل پنجم - وكالت در نكاح
است و امّا به حسب واقع بر هر يك از آنها واجب است كه به تكليفشان بينه و بين اللَّه تعالى؛ عمل نمايند. ج ٣ ص ٤٤٩
(١٢٥٧)
مسأله ٢٠- اگر منكر از انكارش برگردد و اقرار نمايد، اقرار او مسموع است و حكم به زوجيت بين آنها مىشود اگر چه كه اقرار- بنابر اقوا- بعد از قسم باشد.
ج ٣ ص ٤٤٩
(١٢٧٥)
مسأله ٢١- اگر مردى زوجيت زنى را ادعا كند و او انكار نمايد، آيا آن زن مىتواند با غير او ازدواج نمايد؟ و آيا ديگرى مىتواند قبل از فصل دعوى و حكم به بطلان ادعاى مدعى، با آن زن ازدواج كند يا نه؟ دو وجه است كه اقواى آنها اولى است، خصوصاً در موردى كه مدعى در دعوايش سستى كند يا از (پيگيرى) آن ساكت باشد تا آنكه امر بر زن طول بكشد، و در اين صورت اگر مدعى بعد از عقد نمودن (ديگرى) بر زن، بيّنه اقامه كند به نفع او حكم به بيّنه و به بطلان عقد بر زن مىشود و اگر بيّنه نباشد قسم متوجه زن مورد عقد مىشود، پس اگر زن قسم بخورد بر زوجيتش باقى مىماند و ادعاى مدعى ساقط مىشود. و همچنين است اگر زن قسم را بر مدعى رد كند و او از قسم نكول نمايد.
و فقط اشكال در جايى است كه زن از قسم نكول كند يا قسم را بر مدّعى رد نمايد و او قسم بخورد آيا به سبب نكول زن و قسم خوردن مدعى، حكم به فساد عقد بر زن مىشود كه بين زن و شوهرش جدايى حاصل شود يا نه؟ دو وجه است و وجيهترين آنها دومى است، ليكن اگر كسى كه زن را عقد نموده او را طلاق دهد يا بميرد مانع برطرف مىشود، پس به سبب قسم مرد كه از حاكم يا از منكر به او رد شده، زن به مدعى برمىگردد. ج ٣ ص ٤٥١
مسأله ٢٢- تزويج زنى كه ادعا مىكند كه شوهر ندارد با احتمال صدقش، بدون فحص جايز است حتى اگر سابقاً صاحب شوهر باشد و ادعا كند كه طلاق گرفته يا شوهرش مرده است- البته اگر زن در ادعايش متّهم باشد احوط اولى آن است كه از حال آن زن فحص شود- پس اگر كسى غايب شود و به طورى انقطاع پيدا كند كه موت و حياتش معلوم نباشد، اگر زنش ادعا كند كه از نشانهها و قرائن و اخبار مخبرها، علم پيدا كرده كه شوهرش مرده است، تزويج اين زن جايز است؛ اگر چه علم به قولش پيدا نشود. و براى وكيل جايز است كه عقد را بر او جارى نمايد در صورتى كه دروغ زن در ادعاى علم،