قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤١٤ - فصل چهارم - شرايط صحت نكاح
الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» به ترتيب با جوابهاى «قَبِلْتُ النِّكاحَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُوم» و «قَبِلْتُ التَّزوِيجَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُوم» اجرا كرده است. با توجّه به اين كه پسر دستور زبان عربى را نمىداند (ولى با دانستن معناى هر يك از كلمات، با قرائت صحيح، به قصد انشاء، عقد دايم را در دو صيغه فوق هم به زبان عربى و هم براى تأكيد به زبان فارسى بين خود و موكّلهاش جارى نموده است) آيا عقد صحيح است يا خير؟
ج- عقد مذكور صحيح است. ج ٣ ف ص ٩٣- ٩٤
س ٤١- با توجّه به مسأله ٢٣٧٠ رساله امام، اگر دختر و پسرى راضى به ازدواج با يكديگر باشند (و پدر و مادر طرفين هم اجازه اين ازدواج را داده باشند) آيا مىتوانند خودشان صيغه ازدواج خود را به فارسى بخوانند؟ و عقد آنان صحيح است يا نه؟
ج- در فرض سؤال اگر قادر بر اجراء صيغه عربى نبودهاند عقد صحيح است.
ج ٣ ف ص ٩٤
س ٤٣- شخص عاقد از پسر و دختر وكالت مىگيرد كه صيغه عقد را جارى نمايد، و همان شب زوجين زِفاف مىكنند، عاقد فراموش مىكند كه اجراى عقد كند، پس از دو روز عاقد متذكّر مىشود كه صيغه عقد را جارى نكرده و فورى صيغه عقد را جارى مىنمايد، آيا عمل زوجين در اين مدّت چه صورت دارد؟ آيا عاقد كه از روى سهو و فراموشى عقد نخوانده چه حكمى دارد؟
ج- چيزى بر عاقد نيست، و عمل مقاربت پيش از عقد اگر به اعتقاد اين كه وكيل عقد را خوانده و زوجيّت حاصل شده انجام گرفته حكم وطى شُبهه[١] را دارد.
ج ٣ ف ص ٩٥
(١٩٩)
س ٤٧- در بعضى از مناطق دور افتاده كه دسترسى به عالم و روحانى نبوده هنگام ازدواج صيغه عقد را نمىخواندهاند، بلكه پس از صحبت دو فاميل پيرامون ازدواج و رضايت طرفين دختر و پسر زندگى مشترك را آغاز مىكردهاند، و بعد از مدّتى كه دسترسى به روحانى حاصل مىشده صيغه عقد را جارى مىنمودهاند (و البتّه نسبت به اين مسأله جهل داشتهاند و اطّلاعى هم نداشتهاند كه اين كار اشكال دارد) آيا
[١]. وطى شُبهه؛ يعنى همبسترى با غير زوجه به گمان زوجيّت او، و احكام آن در كتب فقهيه مندرج است.