فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٦ - صيغه وقف
و يا محبسه و يا مسبّله است.
١١- لازم نيست مبرز عقد وقف با لفظ صريح و عبارتى صحيح اداء شود، بلكه غلط آن نيز اگر مقصود را در نظر اهل محاوره بفهماند كافى است، چه غلط در ماده- اصل حروف آن- باشد و چه در هيئت- كلمه تشكيل دهنده كلام- و چه در اعراب آن؛ لكن نبايد كلام به كلى از معنايى كه براى وقف ذكر شد بيگانه باشد.
١٢- ظاهراً وقف به معاطاة هم واقع مىشود و تمام شروطى كه در وقف با صيغه معتبر است اعم از شرائط واقف و مال مورد وقف و ... در معاطاة نيز معتبر است و با نبود يك شرط از آنها وقف باطل مىباشد.
١٣- از آنچه راجع به صيغه وقف ذكر شد، طريق اجراء صيغه وقف در تمام اقسام آن، دانسته مىشود.
١٤- در وقف مسجد ناگزير بايد عنوان مسجديت قصد شود، بنابر اين اگر كسى مكانى را براى نماز و عبادت وقف كند تا عنوان مسجديّت را قصد نكند آن مكان مسجد نمىشود، و ظاهراً همين كه بگويد من اينجا را مسجد قرار دادم كافى است، هرچند سخن از وقف و حبس به زبان نياورد؛ لكن احوط است كه بگويد من اينجا را وقف كردم كه مسجد باشد و يا بگويد من اينجا را بنابر مسجد شدن وقف كردم.
١٥- همچنانكه در فقره (١٢) ذكر شد در وقف مسجد، مقبره، راه رفت و آمد، خيابان، پل و كاروانسرا و وقف درختانى كه كاشته شدهاند براى استفاده رهگذران از سايه و ميوه آن، بلكه در مثل حصير و قنديل براى مساجد و مشاهد مشرفه يا هر چيزى كه به منظور مصالح عامه وقف مىشود معاطاة هم كافى است، بنابر اين اگر كسى بنائى به عنوان مسجد بسازد و به عموم مردم اجازه دهد آنجا نماز بگذارند و بعضى از مردم ولو يك نفر در آنجا نماز بخواند، در وقوع وقف و مسجد شدن آنجا كافى است، و همچنين اگر قطعه زمينى جهت قبرستان اختصاص بدهد و اذن عام بدهد كه هركس بخواهد مىتواند ميّت خود را در آنجا دفن كند، ولو يك نفر را در آنجا دفن بكنند آن زمين وقف مىشود، هرچند صاحبش صيغه وقف را نخوانده باشد، و نيز اگر پلى بسازد و به