فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٣٠ - راه اثبات وصيت
برگشته- ولو شك از اين جهت باشد كه آيا مثلًا لفظى كه گفته يا كارى كه انجام داده رجوع محسوب مىشود يا نه- حكم مىشود به بقاء وصيّت و عدم رجوع از آن، و اين در صورتى است كه وصيّت مطلق باشد يعنى مقصود وصيّت كننده وقوع مضمون وصيّت و عمل به آن باشد پس از مرگ او.
اما اگر وصيّت مقيّد به موت او در سفرى يا در مرضى باشد و موتش در آن سفر يا در آن مرض واقع نشود و قرائن حاليه يا مقاليه بر عدم اطلاق وصيّت باشد و دلالت كند بر اينكه وصيّت مقصور بر موتش در اين احوال بوده است، عمل به آن وصيّت جائز نيست؛ و اگر چنين قيد و قرائنى نباشد، اقرب عمل به آن وصيّت است، هرچند مدّت طولانى باشد؛ مگر موصى وصيّت را نسخ كرده باشد مخصوص هنگامى كه از حالش ظاهر شود كه به جهت اعتماد بر وصيّت قبلى، وصيّت جديد نكرده است، مثلًا مشاهده شود كه ورقه وصيّت را محافظت مىنمايد.
١١٥- برگشت از وصيّت با قول، يعنى هر لفظ و لغتى كه عرفاً دلالت بر رجوع كند محقق مىشود مانند «رَجَعْتُ عَنْ وَصِيَّتي»[١] يا «أبْطَلْتُ وَصِيَّتي»[٢] و يا «عَدَلْتُ عَنْها»[٣] يا «نَقَضْتُها»،[٤] و همچنين رجوع از وصيّت با فعل محقق مىشود مثلًا موضوع وصيّت را از بين ببرد يا آن را با عقد لازم مانند فروش و يا با عقد جائز مانند هبه و يا به چيزى كه نزد عرف رجوع محسوب مىشود به ديگرى منتقل نمايد، هرچند موصىبِه با همان حال در ملك موصى باشد مانند اينكه كسى را براى فروش آن وكيل كند.
راه اثبات وصيّت:
١١٦- وصيّت به ولايت- چه ولايت بر مال و چه ولايت بر اطفال- ثابت نمىشود مگر به شهادت دو مرد عادل و در اين مسأله شهادت زنان پذيرفته نيست، نه زنان به
[١] - از وصيتم برگشتم.
[٢] - وصيتم را باطل كردم.
[٣] - از وصيتم عدول نمودم.
[٤] - وصيتم را نقض نمودم.