فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٣ - چهارم - واقف نفس خود را از وقف خارج كند
مىباشد.
چهارم- واقف نفس خود را از وقف خارج كند:
٤٢- در صحّت وقف شرط است كه واقف خود را از موقوفٌعليهم قرار ندهد، و صحيح نيست واقف چيزى را براى خودش وقف كند؛ و اگر چيزى هم بطور شراكت براى خود و ديگرى وقف نمايد، وقف نسبت به سهم او باطل و نسبت به سهم ديگرى صحيح است؛ اما اگر بطور ترتيب وقف كند، مثلًا چيزى را تا مدّتى براى خود و سپس براى ديگرى وقف كند و يا نخست براى ديگرى و سپس براى خودش، يا اول براى ديگرى و سپس براى خود و در آخر براى فرد سومى وقف كند، وقف او منقطع الاول و منقطع الآخر و منقطع الاوسط خواهد بود كه حكم هر يك از اين سه صورت بيان شد.
٤٣- اگر كسى چيزى را به اين شرط وقف كند كه از درآمد آن بدهيهاى مردمى و حقوق واجب الهىاش نظير خمس و زكات پرداخت گردد و يا مادامى كه زنده است مخارجش از همان موقوفه تأمين شود، چنانچه شرط به گونهاى باشد كه وقف به خود او برگشت كند وقف باطل است، چه بدهى و حقوق الهى و مخارجش را مطلق ذكر كند يا به مقدار و زمان معيّنى مقيّد نمايد؛ اما اگر شرط به گونهاى باشد كه وقف به نفس او برگشت نكند، بلكه به موقوفٌعليهم برگشت نمايد كه مثلًا آنها ديون يا مخارج و واجب مالى او را از موقوفه بدهند، بنابر اقوى وقف صحيح است، و همچنين اگر بخشى از درآمد موقوفه را به نفع خود در وقف استثناء نمايد وقف بخش مستثناء شده باطل و وقف بخش ديگر صحيح است.
٤٤- اگر كسى بخواهد از بطلان وقف براى خود رهايى يابد، بايد عين مالى را كه مىخواهد وقف كند به ملك ديگرى درآورد- مثلًا در مقابل يك صلوات به شخصى بفروشد- و سپس آن شخص آن مال را بطورى كه صاحبش مىخواسته، براى كمك به زندگى و اداء ديون او و ...، وقف كند.
٤٥- اگر كسى باغى را به اين شرط وقف كند كه ميهمانانش و يا هر رهگذرى كه از آنجا بگذرد از ميوه آن بخورد يا شرط كند مؤنه اهل و عيالش- هرچند همسر