فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٧ - سوم - مال هبه قابل قبض باشد
كند و در اين صورت با برىء الذمّه نمودن بدهكار و ايجاد نكردن حائل بين او و مال مورد هبه، قبض مو هوبه حاصل مىشود و با همين هبه لازم مىشود.
٣٥- بنابر اقوى صحيح نيست طلبكار طلب خود را به غير بدهكار ببخشد.
٣٦- چنانچه مال بخشيده شده پيش از بخشش در دست خود هبهگيرنده باشد، لازم نيست آن را به صاحبش برگرداند و دوباره تحويل بگيرد.
٣٧- قبض در هبه مانند قبض در بيع مىباشد، يعنى در چيزهاى غير منقول مانند خانه و باغستان به اين است كه از تصرف و سلطهاى كه دارد، دست برداشته و موانعى كه با هبه منافات دارد به گونهاى برطرف كند تا مال زير سيطره و قدرت مو هوبٌله درآيد، و در اشياء منقول به اين است كه مال در دست مو هوبٌله قرار بگيرد يا آنچه به منزله تسليم به يد است صورت پذيرد، مانند گذاشتن آن مال در دامان يا جيب مو هوبٌله و يا چيزهايى كه مانند حيوان باشد، واهب كارى كند كه مال به حضانت و اختيار مو هوبٌله درآيد.
٣٨- بخشش از مال مشاع جائز است و قبضى كه شرط صحّت در هبه مشاع است با تحويل گرفتن مو هوبٌله همه آن مال را با اذن شريك بلكه بدون اذن شريك- هرچند بطور غصب باشد- محقّق مىشود، و نيز با وكيل كردن شريك كه سهم او را تحويل بگيرد، آن قبض حاصل مىشود؛ بلكه ظاهراً با صرف استيلائى كه مو هوبٌله از طرف مالك پيدا كرده، قبض تحقق پيدا مىكند.
٣٩- قبض مقدار مالى كه بطور كلّى معيّن هبه شده است به قبض همه آن مال كلى يا مقدارى از آن مال مىباشد كه قيد شده است و قبض مالى كه بطور كلّى غير معيّن هبه شده است به قبض مصداق مقدار معيّن شده از همان نوع و جنسى مىباشد كه در عقد هبه ذكر گرديده است.
٤٠- در صحّت عقد هبه استدامت قبض شرط نيست، پس هرگاه مال مورد هبه بعد از قبض مو هوبٌله در تصرف واهب يا شخص ديگرى قرار گيرد، عقد هبه باطل نمىشود.