فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٩ - احكام مربوط به صلح
نيست، مانند حقّ شفعه و حقّ خيار.
٣٢- اگر كسى گوسفند خود را به چوپان بدهد كه مثلًا يك سال نگهدارد و از شير آن استفاده كند و در عوض مقدارى روغن به او بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند، صحيح است، و نيز اگر گوسفند را يك سال به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض مقدارى روغن بدهد صحيح است.
٣٣- اگر كسى بخواهد طلب يا حق خود را با ديگرى صلح كند در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد؛ اما اگر بخواهد از طلب يا حق خود بگذرد قبول كردن مديون لازم نيست؛ ولى اين را صلح نمىگويند و ابراء نام دارد.
٣٤- اگر بدهكار مقدار بدهى خود را بداند و طلبكار او نداند، يا كسى عين مالى نزد كسى دارد كه خودش مقدار آن را نمىداند ولى آن كس مقدار آن رامى داند، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند، مثلًا پنجاه تومان طلب خود را به ده تومان صلح نمايد، مقدار زيادى بر بدهكار حلال نيست؛ مگر مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند، و همچنين است در صورتى كه بدهكار تفصيلًا نداند چقدر بيشتر از مورد صلح، بدهكار است؛ ولى اجمالًا مىداند كه بدهيش بيشتر است؛ بلى، اگر طلبكار حقّ واقعى خود را هرچه باشد طورى به مبلغى مصالحه كند كه اگر واقع برايش روشن شود كه طلب و حقّش بيشتر از آن مبلغ بوده باز راضى مىشده، در اين صورت مقدار زائد بر بدهكار حلال است.
٣٥- رباء در صلح جريان دارد، پس اگر بخواهند دو چيزى را كه از يك جنس است و وزن آنها معلوم مىباشد با يكديگر صلح كنند، احتياط واجب آن است كه وزن يكى بيش از ديگرى نباشد؛ ولى اگر وزن آنها معلوم نباشد، اگرچه احتمال دهند كه وزن يكى بيش از ديگرى است و صلح نمايند صحيح است.
٣٦- اگر دو نفر از يك و يا از دو نفر ديگر طلبكار باشند و بخواهند طلب خود را با هم صلح كنند، چنانچه طلب آنان از يك جنس پيمانهاى يا كشيدنى بوده و وزن آنها