فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٤ - پنجم - تغيير مال مغصوب
٥٤- اگر غاصب در زمين غصبى چاه بكند، حق ندارد براى برگرداندن زمين، بدون اذن مالك آن چاه را پر كند، مخصوصاً اگر مالك او را از پر كردن آن چاه منع نموده باشد؛ ولى اگر مالك از غاصب بخواهد كه چاه را پر كند، بايد چاه را پر كند و زمين را هموار نموده و به مالك تحويل دهد؛ و اگر در زمين غصبى خانه ساخته باشد يا بناء ديگرى ايجاد كرده باشد مثل آن است كه در آن درخت نشانده باشد، بناء ملك غاصب است- البته در صورتى كه مصالح بنائى را از همان زمين برنداشته باشد- و مالك حق دارد او را الزام كند بنائش را از ريشه بكند و حكم ديگر فروع ساخت بناء در زمين غصبى همانند حكم فروع كاشت درخت و كشت در زمين غصبى است.
٥٥- اگر غاصب در زمينى كه غصب نموده، با مال صاحب زمين ساختمان بسازد يا كشت و نهال بكارد، همه آنها متعلق به صاحب زمين مىباشد و غاصب حق بهرهبرى يا كندن آنها را ندارد و حتى نمىتواند اجرت زحمات خود را مطالبه نمايد؛ و چنانچه مالك به خاطر غرض عقلائى از او بخواهد آنها را ويران و ريشه كن نمايد، غاصب بايد اطاعت كند؛ و اگر با كندن و ويران نمودن نقصى بر خود زمين وارد آيد، غاصب بايد ارش آن را بپردازد.
فرضيّه سوم- آن زيادى اثر مخلوط با عين باشد:
٥٦- اگر غاصب در مال غصبى اثرى ايجاد شده كند به گونهاى كه اثر با عين مخلوط شود، مثلًا غاصب جامه غصبى را با هزينه مالى خود رنگ كند؛ در اين صورت اگر از بين بردن يا جدا كردن رنگ- بطورى كه آسيب به جامه نرسد- ممكن باشد، بايد رنگ را از جامه بر طرف كند و مالك نمىتواند او را منع نمايد، هرچند حق دارد او را به بر طرف نمودن رنگ از جامه وادار كند؛ و چنانچه با برداشتن رنگ آسيبى به جامه برسد غاصب ضامن است؛ و اگر مالك درخواست فروش رنگ از غاصب كند يا غاصب پيشنهاد خريد جامه از مالك بنمايد، بر هيچكدام قبول درخواست ديگرى لازم نيست؛ اما در فرضى كه بر طرف نمودن رنگ از جامه ممكن نباشد و يا اگر ممكن است با هم توافق كردند كه رنگ بر جامه بماند، چنانچه خود رنگ بر روى جامه هم ارزش مالى