تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٧ - ب دليل قوه و فعل
و همچنين براى جسم استعداد قبول حركت و صور نوعيه از قبيل صورت معدنى و نباتى و حيوانى نيز هست، پس در جسم دو جهت: يك جهت فعلى و يك جهت قوهاى موجود است و شىء نمىتواند از آن حيث كه بالفعل است بالقوه هم باشد؛ زيرا مرجع قوه، فقدان و مرجع فعليت، وجدان است و شىء واحد نمىتواند از جهت واحده مصحح دو حالتِ وجدان و فقدان باشد.
پس در هر جسمى دو جهت فعل و قوه هست و هر جسمى داراى دو حيث وجوب و امكان است، و آنچه كه جسم به واسطه آن بالفعل است صورت است و آنچه كه جسم به واسطه آن بالقوه است هيولى است.
بيان اثبات مطلب با نظم قياسى چنين است كه: جسم من حيث ذاته بالفعل است و هر چيزى كه اين گونه باشد، بالقوه نخواهد بود، پس هيچ جسمى موجود بالقوه نيست.
سپس اين نتيجه را كبراى قياس ديگرى از شكل دوم قرار مىدهيم و مىگوييم: هيولى بالقوه است و هيچ جسم موجودى بالقوه نيست، نتيجه اين مىشود كه هيچ هيولايى جسم موجود نيست و اين نتيجه به مطلوب منعكس مىشود و آن اين است كه هيچ جسم موجودى هيولى نيست و اين خلاف آن چيزى است كه اشراقيين گفتهاند؛ و آن اين است كه جسم همان هيولى است، چنانكه همان صورت است.