تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٠ - بيان محلّ نزاع در بحث
آنها بر ديگرى غالب شود، ضعف و خرابى در مزاج ديگرى حاصل مىشود، ولى اگر هر كدام از آنها در ديگرى اثر بگذارد، هر دو مزاج زايل شده و مزاج معتدلى به وجود مىآيد. خلاصه از قرار گرفتن اجزاء صغير يك جسم پهلوى اجزاء صغير جسم ديگر، مزاج پيدا مىشود، پس در چنين شىء مركبى اتصال معنى ندارد. همچنين اگر مزاج حاصل نشود و امتزاج حاصل گردد، هنگام امتزاج دو جسم مختلفة الطبيعه مسلّماً اتصال باقى نمىماند؛ چون اجزاء هر كدام پهلوى اجزاء ديگرى قرار مىگيرد.
چرا ما محل بحث را جسم مفرد قرار نداديم؛ چنانكه در شرح اشارات محل بحث جسم مفرد قرار داده شده است؟ [١]
جسم مفرد، همان جسم بسيط به اصطلاح ديگر است و مراد از آن جسمى است كه از اجسام ديگر متألف نباشد، اعم از اينكه آن اجسام ديگر، مختلفة الطبايع باشند مثل حيوان، يا متفقة الطبايع باشند مانند سرير كه از قطعههاى چند چوب تشكيل شده و تركيب يافته است.
اينك اگر مراد از جسم، جسم مفرد باشد قول ذىمقراطيس خارج مىشود چون او قائل است به اينكه: جسم، مانند آب، گرچه بسيط است ولى مفرد نيست؛ زيرا از اجسام صغار صلبه تشكيل يافته است. [٢] و لذا شيخ در اشارات از قول ذىمقراطيس تحت عنوان «وهم و تنبيه» بحث نموده است. [٣] ولى ما جسم بسيط را به معناى اول گرفتيم تا قول اين حكيم هم در اقوال داخل شود و هر كس محل بحث را به جسم مفرد تخصيص داده، هنگام شمارش اقوال، قول ذىمقراطيس را ذكر نكرده است.
[١] شرح اشارات، ج ٢، ص ٧.
[٢] رجوع كنيد به: شرح اشارات، ج ٢، ص ٥٣- ٥٤؛ مباحث مشرقيه، ج ٢، ص ١٨؛ اسفار، ج ٥، ص ١٧.
[٣] شرح اشارات، ج ٢، ص ٥٣.