تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٤ - مصاديق كلمات تامّات
را حفظ كنيم، بلكه به خاطر صِغَر و كوچكى به مقامى كه بتوانيم فيوضات عالم بالا را هم حفظ كنيم نرسيدهايم.
اين است كه معصيتكار به نظر بالاييها حقيقةً جنون دارد و عاقل كسى است كه آداب عالم بالا را مراعات نمايد و آداب آن عالم همان مقررات شريعت است.
بالجمله: انسان كامل كسى است كه فيوضات عالم بالا را به نحوى كه افاضه مىشود، حفظ و ضبط كند و به طورى كه بايد به پايين فيض بدهد، فيض برساند و خلاصه از آن طرف دستش كوتاه نباشد و از اين طرف هم غافل نباشد لذا حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم جامع الكلم است و كاملترين موجود بين موجودات ممكنه است و معناى نبوت ختميه هم اين است كه ممكن نيست بيش از يكى باشد؛ زيرا اكمل اوست چون مىتواند همه تجليات با عظمت را ادراك كند و كشف جمال آن طور كه ممكن است در او روى مىدهد و او پرده از جمال برمىدارد و در عين حال محو جمال نيست. لذا به همه وجودات از وجود كامل تا آخرين تجليات كوچك مىتواند رسيدگى كند. اين است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حتى به نباتات و ذرات و جمادات هم رسيدگى داشته و آخرين درجه كشف هم براى او دست داده است.
پس ممكن نيست غير از او ختميت داشته باشد؛ زيرا چنانكه صرف الوجود لا يتكرر است صرف الجمال هم لا يتكرر است. بنا بر اين بايد ديگران از او كمتر باشند؛ زيرا بالاتر از مقام او ممكن نيست و مقام ختميت به كمتر از اين تحقق نمىيابد. و بالجمله: بايد در تمام انبيا و مرسلين اين دو جهت، يعنى حفظ كمال بالا و عدم انمحاء در كمال بالا، باشد تا بتوانند به پايين رسيدگى كنند. منتها اكمل آنها در اين دو جهت، مرتبه ختميه نبوت است و آن مختص به ختمى مرتبت، پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد.
و الحاصل: خداوند متعال، متكلم است و موجودات مراتب كلام او هستند، البته معيار در باب اعتبار صفتى بر حضرت حق، همان معيار اعتبار صفت بر ماست كه اگر