تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٠ - تقرير عرفانى مطلب
وجود ديگر قابل انتزاع از آن نيست. مثلًا هيولاى اولى كه در صف نعال وجود قرار گرفته و بيش از قوه وجود چيزى نيست، اوصاف كمال در آن به قدرى ضعيف است كه بيش از قوه اوصاف كماليه در آن نيست.
وقتى مقدارى ترقى كرده و يك درجه بالا آمد، مثلًا به مرتبه جسم مطلق رسيد، وصف جسميت در او فعليت داشته و كمال جسميت را دارا بوده و حامل قوه عنصريه مىباشد و وقتى عنصر شد و در مرتبه سوم قرار گرفت، هم وصف جسميت در آن هست و كمال جسميت را بالفعل داراست و هم واجد كمال عنصريت است و حامل قوه معدن مىباشد و در معدن، كمال و وصف جسميت و عنصريت و معدنيت با قوه نبات هست و در نبات علاوه بر اين اوصاف ثلاثه مذكوره يك قوه حس و رشد و نمو هست، به مرتبه حيوان كه آمد علاوه بر اينكه نامى و جسم و معدن و عنصر است؛ كمالات ديگر و اوصاف كماليه را داراست، حس دارد، مريد و عالم و متحرك و حىّ است و از نبات و معدن كاملتر است و هر چه آنها دارند او هم داراست در عين حال كه ابسط از آنها و جامعتر از آنهاست، و وقتى انسان شد، آن مرتبه روح بشرى از تمام موجودات عالم طبيعت جامعتر است و عصاره همه آنهاست شايد يك معناى عصر در «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» [١] همين باشد گرچه در روايات است كه شايد عصر امام عصر- عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف- باشد. [٢]
و بالجمله: روح انسان اكمل از همه موجودات طبيعت است و كمال جسمى و نباتى و حيوانى و معدنى و عنصرى را بكماله الوجودى داراست، مريد و مدرك و سميع و بصير و قدير و عالم است و نسخه عالم طبيعت است. اگر آن را باز كنى عالم كون و كون كبير را در او منطوى مىبينى.
| أ تزعم أنّك جرم صغير |
| و فيك انطوى العالم الأكبر [٣] |