تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٤ - توضيح حديث شريف نفى صفات
«و كمال الإخلاص له نفي الصفات عنه؛ لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف ...» [١]
همين باشد.
و عيبى ندارد ما هم متعرض اينكه معناى حق و اينكه احتمال صدق فرمايش مخبر صادق حق چيست بشويم.
يك احتمالى كه در معناى اين فرمايش داده شده اين است كه: كمال توحيد، نفى صفات زايده از حق است و بايد موحد كامل صفات زايد بر ذات را اسقاط نموده و آنها را از ذات سلب كند و آنها را در مرتبه ذات نداند. [٢] و اين معنى را به قرينه عبارت ذيل فرمايش مولى:
«لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف»
ذكر كردهاند.
احتمال ديگرى كه صاحب كتاب داده است اين است كه: نسبت مقوليه صفت منفى باشد.
توضيح اين معنى اين است كه: مرتبه جسم غير از مرتبه بياض است و ثبوت بياض براى جسم به معناى حرفى و ربطى است كه به يك معنى وجود ضعيفى دارد به طورى كه ثبوت بياض براى جسم واقعيت دارد؛ چنانكه ثبوت علم براى انسان واقعيت دارد؛ بنا بر اينكه علم از مقوله كيف بوده و ثبوت آن براى زيد، مثلًا از كيفيات او محسوب شود؛ زيرا ثبوت كيفيات شىء براى شىء خارج از ذات شىء است.
و الحاصل: احتمال اول نفى صفت زايده بود و احتمال دوم نفى ثبوت صفتى كه از مقوله است؛ چون هر وصفى داخل يك مقولهاى است و به عقيده صاحب كتاب بايد نسبت مقوليه را نفى كرد تا كمال توحيد حاصل شود. و ليكن لسان صحيح مربيان حقيقى، لسان اصطلاحى مستحدث نيست و چون قائل عظيم و بلندمرتبه است، بايد براى فرمايش ايشان احتمال صحيح و بلندى ذكر كرد.
اين است كه مىگوييم: ما در مرتبه طبيعت و حجاب عالم واقع شده و از متوقفين و مغلولين محبس ظلمانى و چاه طبيعت هستيم.
[١] نهج البلاغه، ص ٣٩، خطبه ١، فقره ٥.
[٢] رجوع كنيد به: شرح نهج البلاغه ابن ميثم، ج ١، ص ١٢٣؛ اسفار، ج ٦، ص ١٤٠.