تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠١ - لزوم تمحّض در هر فن و عدم خلط با فنون ديگر
چنانكه محقق قونوى، [١] عارف حكيم منش، وقتى در تحقيق صادر اول وارد شده است در مخالفت با حكما گفته است: صادر اول فيض منبسط و وجود ابسط و غير محدود است، [٢] در صورتى كه در اين نگاه، ورود در كثرت است، يعنى قول به صادر و مصدر و نسبت صدور و صادر اول و ثانى تا آخرين مرتبه وجود كه كثرات است بوده و همچنين وجود را صاحب مراتب ديدن و براى هر مرتبهاى حكمى قائل شدن بوده و ديدن ماهيات در اين كثرات و حكم كردن بر آنها مىباشد كه همان نظر به كثرت و ديدن مراتب در عالم وجود است و عارف در اين نگاه هر برهانى كه بر خلاف كثرت اقامه كند، نسبت به اعتقاد او الحادى خواهد بود.
و بالجمله: به انسان و حيوان و عالم عقل و عالم ملك و عالم ملكوت و صادر و مصدر و اضافه صدورى قائل شدن، استغراق در كثرت است؛ زيرا با لحاظ صادر بودن وجودى كه از مصدرى لا متعين و معيِّن غير، نازل شده باشد، بايد انتساب صدورى بين صادر و مصدر ملاحظه شود، كه لا بد در اين ملاحظه نظر به كثرت خواهد بود. و همچنين براى وجود، مراتب قائل شدن و نظام عالم عقل و ملكوت و طبيعت را به يكديگر مرتبط ديدن به عنوان صدور يكى از ديگرى و تشكيل سلسله منتظمه مترتبه به صورت الاشرف فالاشرف، از عقل اول تا هيولاى اولى و از مرتبه شديده وجود تا مرتبه ضعيفه و آخرين نقطه نزول نور وجود با نهايت ضعف و محدوديت، اين
[١] ابو المعالى صدر الدين محمد بن اسحاق قونوى، يكى از بزرگان عرفان و تصوف و از اكابر شاگردان ابن عربى است. پدرش در كودكى او در گذشت و مادرش به ازدواج محيى الدين عربى درآمد و صدر الدين نيز در دامان او تربيت يافت و به اخذ علوم ظاهرى و باطنى، و عقلى و نقلى موفق شد و مرجع استفاده اكابر و اساتيد گرديد. قطب الدين شيرازى و ملاى رومى از جمله شاگردان وى بوده و مراسلات و مكاتبات بسيار با خواجه نصير الدين طوسى داشته و مورد احترام وى بوده است. از جمله تأليفات وى در عرفان نظرى مىتوان از كتب ارزشمندى چون مفتاح الغيب، فكوك و نصوص ياد كرد.
او در سال ٦٧٣ ق. در قونيه وفات يافت.
[٢] رجوع كنيد به: مفتاح غيب الجمع و الوجود، ضمن مصباح الانس، ص ٦٩- ٧٠.