تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٠ - شبهه ثنويه در توحيد و جواب آن
شبهه ثنويه در توحيد و جواب آن
ثنويه شبههاى وارد كردهاند و با آن شبهه خواستهاند بگويند بايد واجب الوجود دوتا باشد، يكى مبدأ خير و ديگر مبدأ شر. اوّلى را يزدان و دومى را اهريمن ناميدهاند [١] و دو دليل يكى تعارفى و از روى مقدس مآبى و ديگرى برهانى و حكمى ذكر كردهاند.
دليل اول آنها كه به نحو استحسان است اين است كه بايد خداوند منشأ خيرات باشد و البته بايد آن موجود مقدسى كه چشمها به يد احسان او دوخته شده است فياض و صاحب خيرات و منشأ منافع وجود باشد، پس آن كسى كه محل اميد نااميدان است و فطرت از او تمناى بذل و كرم دارد و به عنوان حلّال مشكلات قلب هر صاحب مشكلى متوجه به اوست، نمىتواند منشأ شرور و مضرات باشد. بنا بر اين بايد براى كل خيرات منشأى كه محض خير و محسن قديم و فياض على الاطلاق است قائل باشيم. و از طرفى مىبينيم در عالم شرورى برپا بوده و مضرات و ناملايماتى هست، پس بايد آنها هم مبدئى داشته باشند كه موجد آنها باشد؛ زيرا اگر براى خيرات و شرور مبدأ قائل نباشيم لازم مىآيد هر يك از خيرات و شرور واجب الوجود بوده و به موجد محتاج نباشد و در نتيجه واجبهايى فوق احصا لازم مىآيد.
دليل دومى كه براى اثبات يزدان و اهريمن اقامه نمودهاند، برهانى بوده و بر ميزان
[١] رجوع كنيد به: شرح مواقف، ج ٨، ص ٤٣- ٤٤؛ شرح مقاصد، ج ٤، ص ٤٠؛ شوارق الالهام، ص ٥٠٨.