تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - اثبات توحيد فعلى با برهان عقلى
ماهيات ممتنعة الوجود مثل اجتماع نقيضين قابليت قبول فيض را ندارند. واجب الوجود در فاعليت ناقص نيست كه اين ماهيات وجود پيدا نمىكنند، بلكه اين ماهيات بطلان محض بوده و نمىتوانند فيض را نگه بدارند.
بالجمله: هر چيزى كه قابليت وجود و افاضه فيض الهى را داراست، افاضه فيض بر او واجب بوده و تعطيل فياضيت محال است، پس تأخر وجودات به اين جهت است كه بايد مواد، مراحلى را سير كرده تا قابل اخذ فيض باشند و به محض اينكه ماده قابل گرديد، تام الفاعليه او را ايجاد مىنمايد؛ لذا اگر دو واجب فرض كنيم، بايد هر دو تام الفاعليه بوده و هر كدام مستقلًا موادى را كه قابل اخذ فيض مىباشند، ايجاد نمايند و يكى از آن دو نمىتواند كار را به ديگرى محول نموده و به او بگويد من خسته شدهام و فاعليت آن ماده قابله به عهده تو باشد، زيرا ايجاد فعل براى واجب الفاعليه واجب است و واجب تام الفاعليه است. و اگر دو علت مستقله الهيه بر چيزى توارد نمايند، افساد و ابطال لازم مىآيد و موجوديت موجود محال مىشود و هيچ موجودى وجود پيدا نمىكند و لذا ابطال موجودات و افساد فعل الهى لازم مىآيد، پس بايد فاعل الهى و معطى الوجود، يك وجود واجب باشد.
اين است بيان:
| و فى كل شيءٍ له آية |
| تدلّ على أنّه واحد [١] |