تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٣ - كائنات جوّ
اجزاء صغار آن صيقلى است، نور آفتاب را به طرف خود آفتاب منعكس نموده و ما آن ضوء منعكس را مىبينيم كه به صورت قوسى در اطراف قوس منعكس شده است.
از شرايط حصول قوس قزح اين است كه: بايد پشت اجزاء صغار مائيه سحاب مظلمى يا كوهى مانند پردهاى كه پشت آنها انداخته باشند باشد؛ زيرا اگر جسم كثيفى پشت جسم صيقلى نباشد از عبور نور مانع نمىشود و در نتيجه نور از جسم صيقلى منعكس نمىشود و همان گونه كه در خود آينه چيزى نيست، قوس قزح نيز با آن الوان و كيفيات خوش رنگ در خارج وجود نداشته، بلكه نور منعكس بوده و چيزى جز اجزاء صغار در خارج نيست.
شرط ديگر اين است كه شمس به افق نزديك باشد و قوس قزح در طرف مخالف آن پيدا مىشود، مثلًا اگر شمس در طرف مغرب باشد قوس قزح در طرف مشرق و بالعكس محقق مىشود و ممكن نيست وسط روز كه آفتاب در وسط آسمان است قوس قزح حاصل شود؛ زيرا در آن موقع حرارت آفتاب زياد است و اجزاء صغيره را منحل مىكند.
اما اختلاف لون قوس قزح به واسطه اختلاط نور خورشيد، كه مانند بياض است، با رنگ اصناف ابرها است. بنا بر اين از ضروب اختلاطها، رنگهاى مختلف حاصل مىشود و لون كرّاثى، كه رنگ سبز است و لون ارجوانى، كه رنگ ارغوانى است و لون احمر ناصع، كه رنگ گلى است حاصل مىشود. و مبدأ اين الوان بيش از دو رنگ نيست؛ زيرا در بين الوان فقط لون بياض و سواد اصالت دارد و ساير الوان از تركيب و اختلاط آنها بدست مىآيد. بنا بر اين در مورد قوس قزح آن قسمتى كه اشراق شمس در آن قوى است، احمر ناصع ديده مىشود و آن قسمت كه اشراق در آن ضعيف بوده و ظلام و سواد بر آن غلبه دارد قرمز نزديك به سواد كه ارغوانى است، مشاهده مىشود و وسط آنها سبز رؤيت مىشود.
آنچه راجع به قوس قزح گفته شد بنا بر عقيده قدما بود. [١]
[١] رجوع كنيد به: شفا، بخش طبيعيات، ص ٢٦٦؛ مباحث مشرقيه، ج ٢، ص ١٨٦- ١٨٩؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢١٧.