تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦١ - علت تكثير افلاك
علت تكثير افلاك
دليلى كه به سوى تكثير افلاك هادى است اختلافاتى است كه در سير كواكب رخ مىدهد؛ زيرا هر حركت خاصى كه در كوكب ديده مىشود بر وجود فلكى كه كوكب را به آن نحو حركت دهد دلالت دارد. پس وقتى در كوكبى چند نحو حركت يافتيم ناچاريم به چند فلك قائل باشيم. مثلًا كوكب داراى اوج و حضيض است، يعنى گاهى از زمين دور و گاهى به زمين نزديك است و يا مثلًا در كوكب گاهى رجعت و برگشت سريع به سوى ما و گاهى اقامت و يا استقامت ديده مىشود؛ چنانكه هر يك از خمسه متحيره- يعنى غير نيّرين (شمس و قمر) از كواكب سبعه- گاهى راجع و گاهى مقيم و گاهى مستقيم مشاهده مىشوند و لذا مجبور شديم براى آنها به تدوير قائل شده تا به واسطه آن رجوع و اقامت و استقامتى كه به نظر ما مىرسد تصحيح شود و همان گونه كه قبلًا گفته شد: در حقيقت رجوع و اقامتى براى كوكب نيست، بلكه تدوير كه در ثخن فلك است و هر دو در گردشند گاهى حركت آن با حركت فلك موافق مىشود و در اين صورت حركت كوكب سريع گشته و مىبينيم تند مىرود و يا گمان مىكنيم به طرف ما رجوع كرده است و گاهى دو حركت متخالف مىشود، مثل اينكه آن سطح فلك كه به طرف ماست پايين آمده و آن سطح تدوير كه به طرف ماست بالا رود، در اين صورت به نظر ما كوكب ساكن و مقيم مىآيد.
و بالجمله: بايد رجوع و اقامت و استقامت كوكب به اين نحو تصحيح شود؛ زيرا با توجه به اينكه بايد فعل فاعل واحد در قابل واحد على وتيرة واحده باشد، فعل هر