تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤٨ - توضيح پارهاى از اصطلاحات هيئت قديم
علت اين امر اين است كه دايره منطقة البروج روى فلك ثوابت كشيده مىشود و محيط آن را به دوازده قسمت تقسيم كردهاند و هر قسمت را به اعتبار هيئتى كه از اجتماع ستارهها تشكيل مىشود برج ناميدهاند و لذا بروج در محيط اين دايره است.
فلك ثوابت مانند يك هندوانه بزرگ فرض مىشود كه داخل آن يك هندوانه كوچك كه زمين ماست فرض مىشود به نحوى كه مركز كره كوچك، مركز همان كره بزرگ باشد. سپس كره ديگرى كه محاط كره بزرگ و بر كره كوچك محيط است فرض مىشود كه آن فلك ستاره است و او نيز به تبع كره بزرگ حركت مىكند و چون ستاره گاهى از ما دور و گاهى به ما نزديك مىشود؛ لذا فلك ستاره هم فلك ديگرى دارد كه مركز آن خارج از مركز زمين ماست و هنگامى كه ستاره در طرف بالاى آن قرار مىگيرد از ما دور است و وقتى در طرف نزديك به محيط آن واقع مىشود به ما نزديك است.
علاوه بر اينها يك كره ديگرى مانند يك گردو در ثخن فلك خارج مركز هست و آن فلك تدوير است كه ستاره در حقيقت در آن مركوز است موقعى كه حركت تدوير به طرف بالاست و با حركت منطقه مصادف مىشود ستاره با دو حركت موافق به طرف بالا حركت مىكند؛ لذا به نظر ما چنين مىآيد كه ستاره تند به طرف بالا مىرود و وقتى آنجا توقف مىكند واقعاً توقف نكرده، بلكه حركتش بطىء مىشود بعد هم كه ديده مىشود كه ستاره تند به طرف ما مىآيد در آن موقع تدوير چرخيده و حركت ستاره در نقطهاى كه در آن است با حركت منطقه موافق شده است و لذا به نظر ما چنين مىرسد كه ستاره تند مىآيد و پس از آنكه ستاره به انتهاى نزديكى به ما رسيد چون تدوير بر خلاف حركت منطقه حركت مىكند و دو حركت متخالف مىشود ستاره به نظر ما واقف مىآيد.
و بالجمله: به خمسه متحيره به اعتبار رجوع «رواجع» گويند و «جاريات» نيز بر آنها اطلاق شده؛ چون جارى و متحرك مىباشند و «كنّس» هم كه به معناى مستورات است به آنها گفته شده است؛ چون آنها تحت نور شمس مستور هستند.