تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤٥ - دليل عقلى بر اثبات فلك
به مكان اصلى خويش به طريق مستقيم انجام گيرد؛ چنانكه اگر سنگى از بالا رها شود به طريق مستقيم به طرف پايين مىآيد و يا اگر كوزهاى پر از هوا را به زير آب برده و درب آن را باز نمايند هوا به طريق مستقيم از آن خارج مىشود و چون حركت مستقيم به واسطه تناهى ابعاد متناهى است و از مبدئى شروع شده و در نقطهاى ختم مىگردد، پس بايد حادث باشد و حدوث آن در زمان معين محتاج به مخصّص است و بايد مخصّص آن چيزى باشد كه واسطه ربط بين قديم و حادث باشد و آن حركت دوريه فلك است كه داراى وجهه ثبات و وجهه حدوث مىباشد.
از خواص جسم محدّد و فلك اين است كه از عنصريت و لوازم آن خالى است در حالى كه محدّدِ جهات عنصر مىباشد و مراد از عنصريت، مبدئيت ميل مستقيم است و نفى ميل مستقيم از فلك مستلزم نفى بسيارى از چيزهايى از اوست كه جواز آنها بر فلك مساوق با جواز ميل مستقيم بر اوست.
يكى از اشياء منفيه از فلك اين است كه فلك، كون و فساد را قبول نمىكند، يعنى فلك از چيزى متبدل نشده است. به اين معنى كه صورت فلكيه بعد از زوال صورت آن چيز آمده باشد. و نيز چنين نيست كه فلك از صورت فلكى خارج شده و به صورت ديگرى درآيد؛ اگر چه فلك، كون به معناى وجود بر سبيل ابداع را از جاعل، و فساد به معناى فناى بحت را قبول مىكند.
و بالجمله: بايد فلك را غير از طبايع اربعه دانست، يعنى فلك داراى طبيعت خامسه است؛ لذا حار و بارد و رطب و يابس و خفيف و ثقيل و همچنين چيزهايى كه جواز آنها بر فلك موجب قبول حركت مستقيمه از سوى فلك مىشود نيست؛ زيرا هر چه پذيراى حركت مستقيمه باشد از جهتى به جهت ديگرى رو مىآورد ناچار بايد جهات قبل از آن متحدّد باشد و اين با محدوديت فلك نسبت به جهات منافى است.
از خواص ديگر فلك اين است كه داراى قوه فعّاله نسبت به حركت وضعيه حافظ زمان است و براى اين قوه انتهايى نيست؛ زيرا فلك داراى نفس مجرده است و دائماً از ناحيه عقل مفارق به او مدد مىرسد. مقصود از جسم با صفات مذكور همان سماء است.