تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤١ - رأى فيثاغورس
بار زكات اخذ نمىشود، يا معناى آن اين است كه «لا تؤخذ ناقتان مكان واحده» و يا به اين معناست كه «لا رجوع فى الصدقه».
معناى كلام ايشان اين است كه وقتى در قول به دو مبدأ، مثل يزدان و اهريمن و در قول به اقانيم ثلاثه، يعنى اب و ابن و روح القدس كه نصارى به آن قائل مىباشند، شرك است، پس در قول به قدماى خمسه، كل الكفر و كل التلويث خواهد بود.
رأى فيثاغورس
فرقه دوم، فيثاغورس- كه علوم رياضى و علم موسيقى از اوست- و اصحاب وى هستند و ايشان پايه و اساس هر چيزى را اعداد دانستهاند و چنين مىگويند كه مبادى و اصول عالم اعدادى هستند كه از واحدها فراهم شدهاند؛ زيرا مركبات به بسايط منتهى مىشوند و متقوم به آنها مىباشند و آن بسايط واحدها هستند.
آيا براى اين واحدها وراى وحدات بودن آنها ماهياتى هست يا خير؟
در صورت اول آنها مركب خواهند بود و سخن ما در مركبات نيست، بلكه در مبادى آنهاست.
در صورت دوم آنها مجرد وحدات خواهند بود و بايد مستقل باشند و گرنه به غير خود محتاج بوده و آن غير، از آنها اقدم خواهد بود و اين خلف فرض است؛ چرا كه كلام ما در مبادى مطلقه است، پس هر يك از واحدها تنها وحدتند، مانند موجود حقيقى كه نفس وجود است و چنين نيست كه مانند ماهيت ذاتى باشد كه وجود بر آن عارض شده باشد.
بنا بر اين وحدات امورى هستند كه قائم به خويش مىباشند و هنگامى كه وضع بر وحدت عارض شد نقطه مىشود و از اجتماع دو نقطه، خط و از اجتماع دو خط، سطح و از اجتماع دو سطح، جسم حاصل مىشود. [١]
[١] نقد المحصل، ص ١٩٤؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢٢١؛ ملل و نحل، ج ٢، ص ٨٠.