تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤ - اثبات واجب از طريق حركت نفس
است. گمان مىكند كمال در مال است يا در نيل به وصال فلان زن است يا در عالم بودن به فلان علم است؛ وقتى به آن مىرسد مىبيند كمال مطلق نبوده و ناقص است، اين است كه از آن گذشته و در آن واقف نمىشود.
و الحاصل: حتى اشقى الاشقيا طالب كمال است، لكن در تمييز ما به الكمال به خطا رفته است. يزيد كمال خود را در قتل حسين عليه السلام مىدانست.
و بالجمله: هر كسى در تمييز اين معشوق خطا نموده است، تو گمان مىكنى آن معشوق، دانستن استصحاب است، تاجر گمان مىكند جمع مال است و عالم موسيقى گمان مىكند آواز لطيف است.
و الحاصل: تمام مردم يك عشق و يك معشوق دارند، بلكه همه عالم يك معشوق داشته و تعدد معشوق محال است. يك عشق و يك معشوق است و آن كمال اتمّ اكمل غير محدود است. منتها ذرهاى از آن كمال بر اين سلسله نظام بسط پيدا كرده است و وقتى عاشق كل، اثر معشوق را مىبيند، عاشق ظل و اثر و نشانه هم مىگردد، چون ذرهاى از كمال مطلق در اين سلسله نظام عالم، اشراق نموده و اين علوم نشانه آن علم غير محدود است؛ لذا انسان عاشق اين علوم است. در عين حالى كه ذاتاً عاشق است از آن جهتِ نقصى و تقيدى منزجر مىباشد.
و بالجمله: عشق يكى، معشوق يكى است و همه بالقهر و الجبر به دنبال آن معشوق مىگردند و شايد اين معنى از ابن عباس [١] در تفسير «وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ» [٢] باشد كه اصلًا تبدل فطرت به استحاله عقليه محال است و همه مجبورند نسبت به آن
[١] عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب، پسر عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و امير المؤمنين عليه السلام، سه سال قبل از هجرت در مكه به دنيا آمد و از شاگردان خاص و شيعيان على عليه السلام به شمار مىرود. از او به «حبر الامّه» و «ترجمان القرآن» تعبير شده است. وى از طبقه اول مفسران اسلامى و در حديث، فقه، شعر و انساب عرب داراى مقام شامخى است.
در سال ٦٨ ق. در طائف وفات كرد و محمد بن حنفيه بر وى نماز گزارد.
[٢] اسراء (١٧): ٢٣.