تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٦ - رأى موحدين در مسأله
جوهريه به آن قائل بوده و تمام موجودات عالم را زمانى دانسته و مىگويند: آنها نبودند و بود شدهاند.
به قول اول كسانى كه به قدم سماء بالشخص معتقدند قائل مىباشند و مىگويند:
افلاك بذواتها و صفاتها المعينه از قبيل مقدار و شكل، جز اوضاع و نسبى كه پيدا مىكنند قديم بالشخص مىباشند و نسب اجزاء آنها به ساير اجزاء و بقيه اجسام، قديم بالنوع است و مادام كه ذات فلك بوده است آنها نيز بودهاند، ولى اشخاص اوضاع به واسطه حركت دائمى حادث است.
ايشان نيز كلى عناصر را قديم مىدانند و مىگويند: صور اجسام عنصريه قديم بالنوع است و ماده آنها قديم بالشخص است و قديم بالشخص قديم بالنوع نيز هست.
بنا بر اين: هيولى بذاتها به قدم شخصى و به قدم نوعى قديم است و نيز بالعرض به واسطه قدم نوعى صور خود قديم نوعى است و اين قول به ارسطاطاليس و جماعتى بعد از او نسبت داده شده است. [١]
اقدمين از فلاسفهاى كه پيش از ارسطو بودهاند مانند ثاليس [٢] و فيثاغورس [٣]
[١] نقد المحصل، ص ١٨٩؛ شرح مواقف، ج ٧، ص ٢٢٠.
[٢] ثاليس ملطى، وى در قرن ششم پيش از ميلاد مىزيسته و از اولين بنيانگذاران حكمت يونان شمرده شده است. گويند با فيثاغورس مصاحبت داشته و از او نيز حكمت را فرا گرفته است. وى در نجوم و طبيعيات نيز صاحب نظر بوده و براى عالم مُبدعى در كمال خفا و كمون قائل بوده است كه راهى به ذات وى نيست و فقط از طريق آثار و ابداعات مىتوان به صفات مبدع عالم پىبرد. در طبيعيات نيز آب را از آن جهت كه قابل تمامى صور است مخلوق اول و سر منشأ همه مخلوقات دانسته است.
[٣] وى فرزند منسارَخس و اهل جزيره ساموس بود و از حكماى الهى و رياضىدانان و طبيبان مشهور يونان به شمار مىرفت و حكمت را از معدن وحى الهى اخذ كرده بود. حكيمى فاضل و صاحب رأى استوار و عقل والا بود و ادّعا مىشود كه او عوالم بالا را با حس و حدس خويش احساس مىكرد و در رياضت بدانجا رسيده بود كه صداى افلاك را مىشنيد و به مقام ملائك رسيده بود. خود مىگفت: هيچ صدايى لذتبخشتر از صداى حركات آسمان نشنيدهام و زيباتر از صورت آسمانها نديدهام.
آراء و نظراتش در الهيات، رياضيات و فلسفه الهى در ملل و نحل مذكور است.