تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٥ - توضيحى پيرامون تقسيم وهمى
به واسطه تجربه تشريحى ثابت شده است كه در عقب ديدگان دو مجوّف است:
يكى در جلو و ديگرى در دنبال آن قرار دارد و ابتداى مجوف اول، محل درك صور جزئيه است. و آخر مجوف اول خزانه صورت درك شده مىباشد و اول مجوف ثانى محل درك معانى جزئيه است كه نام آن وهم است. و آخر مجوف ثانى خزينهاى است كه معانى جزئيه در آنجا حفظ مىشود كه نام آن حافظه است، و بين اين دو مجوف قوهاى است كه آن، صورتى را از مجوف اول و معنايى را از مجوف ثانى برداشته و بين آنها الفت برقرار مىنمايد كه نام اين قوه، متخيله يا متصرفه است و چون در مجانين اين قوه خراب مىشود، آنها نمىتوانند مناسبات را حفظ كنند و با اينكه معانى و صور جزئيه را درك مىكنند ولى به واسطه خراب شدن قوه متصرفه مناسبات بين آنها را نمىفهمند؛ لذا آنها نمىتوانند تشخيص دهند كه چه چيز مناسب است تا در منظر زشت جلوه نكند.
و بالجمله: اين نقشه را از روى تجربه فهميدهاند؛ چون ديدهاند كه اگر به هر يك از آن پنج محل صدمهاى وارد شود يكى از مدركات انسانى خراب مىشود و از اينجاست كه باطن و محل دركها كشف شده است.
پس روى اين ميزان كسى حق دارد اشكال كند كه: وهم مدرك معانى جزئيه است و شكى نيست كه اجزاء اجسام، معانى نيستند. بنا بر اين وهم مدرك آنها نخواهد بود، پس چگونه وهم مىتواند قاسم اجسام باشد در صورتى كه اين كار خيال و قوه متصرفه است كه مىتواند يك صورت از جسم را به دو جزء تقسيم كند و چطور متكلمين قسمت وهمى گفتهاند؟
«قلت» حاجى مىگويد: جواب اين اشكال چنانكه در محاكمات آمده اين است كه قوه واهمه نوعى حكومت و سلطنت و سيطره بر قواى حسيه دارد چنانكه عقل سلطان قواى عقليه است، پس جميع قواى حسيه از خيال و حافظه و ذاكره و غير آنها آلات وهم هستند.
مَثَل حكومت عقل مَثَل حكومت سلطان است كه علاوه بر كرسى سلطنتى، وزارت