تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٢ - توضيح جايگاه بحث از «جزء لا يتجزى»
فاصله و جدايى براى ما محسوس نبوده و لذا گمان مىكنيم كه آن جسم به وسيله چاقو تقسيم شده است. [١]
آيا مسأله نفى تركب جسم از اجزاء لا يتجزى از مسائل علم الهى يا طبيعى است؟
حق آن است كه اين مسأله از مباحث علم طبيعى است؛ چنانكه صاحب محاكمات [٢] در محاكمات گفته است؛ [٣] زيرا اين مسأله از عوارض ذاتيه براى جسم طبيعى است. ليكن آن گونه كه ظاهر كلام صاحب محاكمات است كه صورت مسأله را عدم تركب جسم از اجزاء لا يتجزى فرض كرده است نيست؛ زيرا در اين صورت مسأله از حيث موضوع و محمول اين گونه مىشود كه «الجسم لا يكون مركّباً من اجزاء لا يتجزى» و بنا بر اين، قضيه سلبيه مىشود و چون قضيه سلبيه با انتفاء موضوع هم مىسازد و سالبه به انتفاء موضوع نيز عيبى ندارد، لذا محمول از جسم و عدم جسم اعم مىشود و در نتيجه براى جسم عرض ذاتى نخواهد بود. حتى روى اين فرض مسأله از مسائل علم الهى نيز نخواهد بود؛ چون اگر موجود هم به عنوان موضوع اخذ شود، قضيه نيز سالبه است و محمول در قضيه سالبه، هم با وجود موضوع و هم با عدم موضوع صادق است، پس محمول از موضوع اعم بوده و در نتيجه براى وجود هم از
[١] رجوع كنيد به: شفا، بخش طبيعيات، ص ٨٥- ٨٦؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٩- ١٩؛ اسفار، ج ٥، ص ١٦.
[٢] ابو جعفر قطب الدين محمد بن محمد بن ابى جعفر رازى بويهى، از اكابر علما و حكماى اسلامى است. وى جامع معقول و منقول بوده است. او در ورامين به دنيا آمد و در نسب به آل بويه يا آل بابويه قمى مىرسيد. معقول و منقول را از اساتيد فن، به ويژه علامه حلّى فرا گرفت و به خط خويش قواعد را نگاشت و علامه او را به شيخ فقيه عالم فاضل محقق مدقق زبدة العلماء و الافاضل قطب الملّة والدين ستوده و شهيد اول هم از او كسب اجازه نموده است. وى از اعيان علماى اماميه بوده است.
از تأليفات اوست: شرح شمسيه، التصور و التصديق، شرح مطالع، المحاكمات بين شرحى الاشارات (كه محاكمه بين دو شرح اشارات فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى است).
وى در دوازدهم ذيقعده ٧٧٦ ق. در دمشق درگذشت.
[٣] محاكمات، ضمن شرح اشارات، ج ٢، ص ٤.