تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٦ - كلام محقّق طوسى در قبول طريقه اشراقيون
بنا بر اين عدد عقول عرضاً و طولًا بسيار است و لذا مانعى ندارد كه هر ذرهاى از ذرات عالم طبيعت را بعون اللّه يكى از آن عقول خلق كرده باشد. پس بر هر ذرهاى يك عقلى كه از ملائكة اللّه است موكّل مىباشد و هر نبات و برگى را يكى از عقول تربيت مىنمايد و آنها مربيان و مكثّرات عالم طبيعت هستند.
و بالجمله: ما در اينجا دو چيز لازم داريم: حصول كثرت نوعيه و حصول كثرت فرديه، و مهم براى ايشان اين است كه كثرت نوعيه را تصحيح نمايند به اين طريق كه مانعى از اينكه يك عقلى مربى و موجد يك نوعى باشد، در كار نباشد، پس اشراقيين به اين نحو به حصول كثرت در عالم قائل هستند و براى عقول تقسيماتى دارند.
منتها غير الهيين از طبيعيين آن زمان، ارباب و عقول را در كار مستقل مىدانستند، ولى طبيعيين الهى منافاتى نمىبينند در اينكه آنها مربى باشند و يك مربى بزرگ ما فوق يعنى خدا هم باشد و آنها فقط وسايطى باشند كه دست اطفال عالم طبيعت را گرفته و مباشر با آنها و موكّل بر آنها و موظّف به تربيت آنها باشند.
پس ارباب و عقول در ايجاد مستقل نيستند بلكه تربيت آنها به نحو تربيت معلمان نسبت به اطفال است چنانكه در قديم به مربى اطفال، آخوند و ملّا مىگفتهاند.
كلام محقّق طوسى در قبول طريقه اشراقيون
خواجه- عليه الرحمة- مطلبى ذكر كرده كه به نظر مىرسد طريقه اشراقيين مرضى خاطر وى بوده است. [١]
ايشان فرموده است: اگر مبدأ اوّلى را فرض كنيم كه «الف» باشد و از او شىء واحدى صادر شود كه «ب» باشد، پس «ب» اولين مرتبه از مراتب معلولات «الف» خواهد بود، سپس ممكن است كه از «الف» به توسط «ب» چيزى صادر شود كه «ج» باشد و از «ب» به تنهايى چيزى صادر شود كه «د» باشد، پس در مرتبه دوم دو شىء عرضى است كه هيچ يك بر ديگرى تقدم ندارد و اگر تجويز نماييم كه از «ب» با نظر به
[١] رجوع كنيد به: شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٤٤- ٢٤٥؛ و نيز شرح هدايه اثيريه، ص ٣٦٦.