تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - چگونگى حصول تكثر بنا بر طريقه حكماى اشراقى
شتوى و نقطه انقلاب صيفى. و دايره اين فلك را به دوازده برج تقسيم نمودهاند كه به تبع آن، دواير افلاك به دوازده قسمت تقسيم مىشود مثل اينكه در تقسيم آن دايره چاقو را كشيده باشند و همه افلاك را شكافته باشند تا به نقطه مركزى زمين رسيده باشد و چاقو بند آمده باشد و لذا همه افلاك به تبع تقسيم آن فلك، تقسيم مىشوند. هر بُرجى را به نام يكى از حيوانات ناميدهاند.
اينكه در تقاويم مىبينيد كه گاهى مىنويسند: قمر از صورت عقرب خارج شده ولى هنوز در برج عقرب است و يا مىنويسند: قمر به صورت عقرب داخل شده ولى هنوز در برج عقرب داخل نشده است و بعد از چند ساعت داخل مىشود.
اين نوشتهها براى اين است كه در فلك الافلاك كوكب نيست و فلك هشتم داراى كواكب است لذا از چند كوكب كه در فلك هشتم، پهلوى هم قرار گرفتهاند، توهم صورت عقربى از آن كردهاند و مقابل آن را از فلك اطلس كه به بروج تقسيم شده بود، به برج عقرب ناميدهاند و همچنين در جاى ديگر فلك هشتم از چند كوكب كه با هم هستند توهم صورت حمل يا بقر يا اسد نموده و قسمت مقابل آن در فلك الافلاك را به برج حمل يا بقر يا اسد ناميدهاند.
و چون گفتيم فلك هشتم يك حركت كُندى مخصوص به خود دارد در چندين هزار سال آن صورت عقرب قدرى از برج عقرب جلوتر مىافتد لذا در طرف دخول مىگويند قمر به صورت عقرب داخل شده و بعد از چندى به برج عقرب داخل مىشود و در طرف خروج مىگويند قمر از صورت عقرب خارج شده ولى هنوز در برج عقرب است.
براى فلك اطلس يك فلك بسيط كه افلاك جزئيه در آن نيست قائل بودهاند. ولى در افلاك ديگر به افلاك جزئيه قائل بودهاند كه فلك جزئى داراى نفس جزئيه است و مانند قوسى از دايره است.