تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٨ - بحثى پيرامون «اوتيت جوامع الكلم»
يك پله بالاتر از اين عالم است نازل شود؛ لذا قرآن تا به اين مرحله آمده است.
مراد از بطون قرآن هم همين است كه قرآن داراى عوالم سبعه است، [١] يعنى در هر عالمى قرآن آن عالم از سنخ همان عالم است، اگر پيغمبر قرآنى را كه در عقل اول است اظهار مىكرد، هيچ كس آن را نمىفهميد مگر كسانى كه ديده آنها از آن آينه خيره نمىشود.
و بالجمله: بطون داشتن قرآن اين است كه الفاظ براى معانى عامه وضع شدهاند و در عين حالى كه قرآن يك حقيقت است، تمام عالم را هر مرتبه آن كه باشد، شامل است.
منتها كسى كه از نور فقط اين نور را مىفهمد، او فقط قشر قرآن را مىداند و آنكه سعه لفظ و موضوع له آن را ديد، بطن قرآن را هم مىداند.
مراد از بطن اين است كه گفته شد، نه آنچه صاحب كفايه گفته است كه مراد از بطون قرآن، لوازم معانى قرآنيه است، [٢] بلكه چنانكه ما گفتيم مراد از بطون همان معانى عامه است كه به نحو حقيقت شامل همه عوالم است، منتها هر كس به اندازه وسع انسانىاش نسبت به عوالم، معانى عامه قرآن را مىفهمد.
ما چون قشرى بوديم، قشر قرآن براى ما نازل شده است و معناى آن همان است كه گفته شد.
شايد اينكه در موقع نزول قرآن از آن به حرف تعبير كردهاند كه:
«إنّ القرآن نزل على سبعة أحرف» [٣]
علتش اين باشد كه ما به بطون قرآن نرسيديم و هر چه از قرآن مىبينيم غير خدا مىبينيم چون قشر عالم طبيعت هستيم.
و شايد اين معنى سبب شده است كه حضرت به ابى حنيفه [٤] فرموده است:
[١] عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١٠٧، حديث ١٥٩.
[٢] كفاية الاصول، ص ٣٨.
[٣] خصال، ج ٢، ص ٣٥٨، حديث ٤٣؛ بحار الانوار، ج ٨٩، ص ٤٩، حديث ١٠.
[٤] نعمان بن ثابت كوفى (٨٠- ١٥٠ ق.) يكى از پيشوايان مذاهب فقهى اهل سنت و امام حنفيه مىباشد. وى اولين كسى است كه بناى فقه را بر قياس نهاد و به همين سبب بارها امام صادق عليه السلام او را از اين كار نهى كرد و با او احتجاج فرمود. وى دو سال نزد امام صادق عليه السلام درس خواند و بارها مىگفت: لو لا السنتان لهلك النعمان.
از شاگردان او محمد بن حسن شيبانى و ابو يوسف قاضى و از كتابهايش المخارج در فقه، و مسند در حديث مىباشد. قبر او در بغداد، زيارتگاه اهل سنت است.