تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢ - اثبات صفات واجب تعالى
ابيضيت با صريح الوجود ثابت نمىشود مگر اينكه تنزل نموده و به حد جسميت درآيد. لذا اوصافى كه در مرتبه تام و تماميت وجود نمىتواند با وجود همآغوش گردد، نمىتوان براى ذات اقدس حق كه فوق التمام بوده و هيچ تنزلى نداشته و محدود به حدى نيست اثبات كرد، به خلاف اوصافى كه همطراز با وجود بوده و مساوق با وجود حركت مىكنند، هر چه وجود كاملتر باشد آن اوصاف هم كاملتر مىگردد مانند علم و قدرت و حيات. مثلًا نطفه در حالت و مرتبه ضعيفهاى كه هست بدون علم و اراده و قدرت است به مرتبه علقه كه رسيد باز بدون علم و قدرت و حيات است و همچنين هنگامى كه به مرتبه مضغه مىرسد. وقتى سير مراحلى نموده و به تدريج قدم در مراتب قوى وجود گذاشت، علم و اراده و قدرت و حيات حاصل مىگردد تا: «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ». [١]
همدوش حركت وجود يك سلسله اوصاف كمالى حركت مىكند به هر اندازه وجود از تخصص استعداد رهيده و شهپر ارتقا بزند، آن اوصاف، اكمل و كاملتر مىگردد تا به صرف الكمال بلكه به فوق الكمال و كمال الكمال و تام التمام برسد كه اين اوصاف به نحو كمال آن، يعنى فوق الكمال و كمال الكمال و تام التمام مىباشد.
و چنانكه برهان خلف و برهان استقامت و برهان قرآنى بر اصل وجود واجب اقامه نموديم، آن براهين را در مورد سلاسل اين اوصاف- قدرت و علم و اراده و حيات- نيز مىآوريم. و چنانكه پس از اثبات وجود واجب با نظر به مراتب نازله در تشكيك وجود، ممكنات را اثبات نموديم، همچنين بعد از اثبات اوصاف واجب، مانند قدرت و علم و حيات و اراده، اين اوصاف را در ممكنات اثبات مىنماييم.
و بالجمله: اوصافى كه در ترقى وجود با وجود همطراز و همپروازند و در تخصص و تقيد استعدادى و در تعين و تحدد حدى در نقطه اولى واقف نبوده و همعنان و همركاب وجودند، اين گونه اوصاف لايق جناب حق است و اما آن وصفى كه قدرت گذشتن از تخصص استعداد معين را نداشته و قوت گذر و پرواز از حدى را
[١] مؤمنون (٢٣): ١٤.