تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٥ - عدم تغير ذات با تغير موجودات معلومه
صرف عين تمام اشياء نيست ولى كشف تمام اشياء است.
و همان طور كه با حدوث فرد يا افرادى و با اعدام و فناى فرد يا افرادى از مصاديق نار، در علم كسى كه به «النار حارّه» عالم است، تغيير و تبديلى حاصل نمىشود. و حتى اگر در عالم هيچ مصداقى از نار نباشد، اين صورت علميهاى كه كشف حقيقت به عهده اوست، در جاى خود ثابت است، همچنين تصرّم و تغير و تبدل موجودات موجب تغير و تجدد و تصرّم و حدوث علم بارى نمىشود؛ زيرا او عين اينها نيست بلكه كشف اينهاست. معلوم، متغير و حادث و متصرّم است و علم چنين نيست.
چنانكه در اخبار هم به اين معنى اشاره شده است كه:
«وقع العلمُ منه على المعلوم». [١]
عدم تغير ذات با تغير موجودات معلومه
از اينجا خطاى كسانى كه مىگويند: با تغير اين متغيرات و تصرم آنها، تغير و تبدل در علم اللّه لازم مىآيد، معلوم مىشود.
چنانكه از اينجا نيز معلوم مىشود: به واسطه ازلى نبودن معلومات لازم نمىآيد كه علم ازلى نباشد؛ چنانكه در قضيه «النار حارّه» گفتيم كه اين علم قبل از معلوم بوده و حتى اگر مصاديق نار ابداً در عالم وجود نداشته باشد اين علم هست.
و همان طور كه اگر كسى به قضيه «الانسان حيوان ناطق» علم داشته باشد با تغير و تصرم افراد، علم تغير و زوال نمىپذيرد- چنانكه اگر در عالم افراد هم نباشد ضررى به اين علم نمىرسد و تعدد و تكثر افراد موجب تعدد و تكثر اين علم نمىشود- همچنين در حضرت حق در عين وحدت و ازلى بودن علم، تجدد و تصرم و مسبوق به عدم بودن معلومات و متكثر بودن و مركب بودن آنها، به هيچ وجه وحدت و ازليت علم حق را منثلم نمىكند.
و الحاصل: به مقتضاى اصالت وجود ماهيت اختراعى و انتزاعى است و در عالم
[١] اصول كافى، ج ١، ص ١٠٧، حديث ١؛ توحيد صدوق، ص ١٣٩، حديث ١.