تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٩ - توضيح سنخيت بين علت و معلول
كثرت است. و مراد از مرتبه اين است كه معلول حقيقتى ضعيفتر از حقيقت علت مىباشد و اين گونه نيست كه ضعف، موجود و حقيقتى باشد كه به اصل حقيقت منضم شده باشد كه يك وجود و يك ضعفى باشد به طورى كه ضعف هم چيزى باشد. بلكه وجود معلول حقيقتى است كه هويت علت از آن حقيقت است ولى علت اكمل و معلول غير اكمل است و اين حقيقت صادر از آن حقيقت است و حقيقت معلول به تمام هويت متقوم به حقيقت علت است.
و چون آن هويت صرفه در مرتبه ذات صرف الوجود است و هيچ نقصى و ضعفى ندارد، تمام شئون وجودى و حقيقت وجود در مرتبه ذات او به تمام كشف منكشف است و چون هيچ نقصى نداشته و تمام وجود و تمام كمال حقيقت وجود مىباشد به طورى كه لا يشذّ عنه ذرة من الوجود ازلًا و ابداً و تمام نظام عالم هم بشراشره حقيقت وجوديه است و حقيقت وجود به تمام معنى به نحو صرف در مرتبه ذات هست، جميع اشياء از ازل تا ابد نزد او به كشف اتمّ و اعلى منكشف مىباشند.
چنانكه در قضيه «النار حارّه» علم به اين قضيه صرفه وحدانىِ تجردىِ غير متقيدِ به زمان و مكان و ضعف و خصوصيت، در عين حال تجرد، به جميع ازمنه و امكنه از ازل تا ابد احاطه داشته و ذرهاى از حقيقت ناريه وجوديه نيست كه در عالم طبيعت و مُلك يا عالم جبروت و يا عالم ملكوت باشد- چه در قبل و چه در بعد- كه از اين علم تجردى بسيط خارج باشد.
و الحاصل: وقتى نفس با مرتبهاى از تجرد به قضيه «النار حارّه» عالم شد اين علم تجردى وحدانى بسيط، خارج از عالم طبيعت و غير متقيد به خصوصيتى از خصوصيات طبيعى يا زمانى و مكانى و غير متقيد به قيدى از نار طبيعت و مُلك يا نار ملكوت مىباشد؛ زيرا فرض ما اين است كه علم تنها از حيث ناريت پيدا شده است و تمام نارها از نارهاى عرضيه و طوليه، محاط اين علم و منكشف به اين علم است و اين علم از هر كجا كه حاصل شود بعد از فرض تجرد و احاطه آن، به طورى كه ذرهاى از