تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٧ - اتفاق حكما در علم اجمالى حق تعالى
به ذات است و در وقت ظهور او بالوحدة التامة، هر مستشرقى و هر قابل غاسقى فانى مىگردد.
اتفاق حكما در علم اجمالى حق تعالى
اينك بحث در اين مطلب واقع مىشود كه حق غير از علم تفصيلى داراى يك علم اجمالى است كه علوّ و مجد بارى به آن علم اجمالى است. و اين علم اجمالى مورد اتفاق فريقين- اشراقى و مشائى- از حكماست.
اشراقيين با اينكه سرتاسر نظام وجود را از ازل تا ابد بوجوداتها العينيه عين علم فعلى حق مىدانند، [١] در عين حال اين علم فعلى را، علم تفصيلى او و خارج از ذات وى دانسته و قائل شدهاند به اينكه حق داراى يك علم اجمالى در مرتبه ذات است كه متحد با ذات بوده و علوّ ذات به اوست. [٢]
و همچنين مشائين كه مناط علم حضرت حق به موجودات عالم را به نحو تفصيل، صور مرتسمه تفصيلى موجودات مىدانند كه به نحو ارتسام، به عنوان قيام «عنه» نه قيام «فيه» قائم به ذات حضرت حق است، گفتهاند كه اين علم در مرتبه ذات نبوده و حضرت ذو الجلال و الاكرام واجد يك علم اجمالى كمالى است كه متحد با اوست و علوّ و مجد او به آن علم اجمالى است. [٣]
و الحاصل: فريقين بر اينكه در مرتبه ذات يك علم اجمالى كمالى است كه در آن اشياء به نحو اجمال نه تفصيل مكشوف مىباشند، اجماع دارند.
[١] رجوع كنيد به: تلويحات، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٧٠- ٧٣ و حكمة الاشراق، در همان مجموعه، ج ٢، ص ١٥٠- ١٥٣.
[٢] رجوع كنيد به: مطارحات، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٤٨٦ و تلويحات در همان مجموعه، ج ١، ص ٧٥.
[٣] رجوع كنيد به: شفا، بخش الهيات، ص ٤٩٦- ٥٠٣؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٩٨- ٣٠٧؛ التحصيل، ص ٥٧٤- ٥٧٧.